باز هم ميام
سلام به همه دوستان خوبم. از اينکه به من لطف داشتيد و در اين مدت نظر دادين ممنونم.
من کامپيوترم مشکل پيدا کرده و تا يه مدت ديگه هم نمی تونم بيام باز هم منتظر نظراتتون هستم.
دوستتون دارم.
ياسی
نویسنده : yasaman arghavan ; ساعت ٧:٥٠ ب.ظ روز سهشنبه ۱۱ امرداد ،۱۳۸٤
تگ ها :
وبلاگ ، پرشین بلاگ
شهادت حضرت زهرا (س) تسليت باد
شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) بر تمام شيعيان تسليت باد.
ياسی
ياسی
نویسنده : yasaman arghavan ; ساعت ۱٠:۱٤ ب.ظ روز شنبه ۱۸ تیر ،۱۳۸٤
تگ ها :
وبلاگ ، پرشین بلاگ
دوباره عشق
دوباره عشق
از کوچه پاييزي ام گذشت.
من در آستانه فصلی دگر ايستاده ام.
نياز وجودم شعشعه نگاه توست
تا تکيه گاه سبز آسمان گردد.
زمان با صدای قدمهای تو می گذرد.
با سقوط اين صدا
من دوباره متولد خواهم گشت.
دوباره عشق
از کوچه پاييزی ام گذشت.
هر لبخندی که بر لب تو بشکفد
خبر از بهار تازه ای می آورد.
ياسی
از کوچه پاييزي ام گذشت.
من در آستانه فصلی دگر ايستاده ام.
نياز وجودم شعشعه نگاه توست
تا تکيه گاه سبز آسمان گردد.
زمان با صدای قدمهای تو می گذرد.
با سقوط اين صدا
من دوباره متولد خواهم گشت.
دوباره عشق
از کوچه پاييزی ام گذشت.
هر لبخندی که بر لب تو بشکفد
خبر از بهار تازه ای می آورد.
ياسی
نویسنده : yasaman arghavan ; ساعت ۱:٤٤ ق.ظ روز جمعه ۱٧ تیر ،۱۳۸٤
تگ ها :
وبلاگ ، پرشین بلاگ
خط به خط(۳)
ــ اگر بخواهيم کسی را در عشق شريک کنيم موثرترين ترفند اين است که تا آنجا که می توانيم
عاشق خوبی باشيم و بگذاريم بقيه کارها خود به خود انجام شود.
ــ کسی که گمان می کند همه چيز را می داند؛ به هيچ رو نمی تواند بفهمد که گمانش باطل
است.
ــ گاهی وقتها؛ فقط با چندی دوری جستن از موقعیتی به ظاهر یاس آور؛ می توان به عملی
حیات بخش دست زد.
ــ پایان ملامت؛ آغاز بخشایش است.
ــ دریافت ما از دیگر آدمها؛ محدود می شود به حدود شناختمان از خویشتن.
ــ زنده باد تفاوت. عشق پژواک دهنده اين عبارت است.
ــ شاد باشيم که با هم متفاوتيم.
ــ هيجان زيادی؛ عشق را از جلوه می اندازد.
ــ زندگی و عشق خود را؛ خود می آفرينيم.
ــ استعداد مهرورزی چيزی است و قابليت مهرورزی؛ چيز ديگر.
ياسی
عاشق خوبی باشيم و بگذاريم بقيه کارها خود به خود انجام شود.
ــ کسی که گمان می کند همه چيز را می داند؛ به هيچ رو نمی تواند بفهمد که گمانش باطل
است.
ــ گاهی وقتها؛ فقط با چندی دوری جستن از موقعیتی به ظاهر یاس آور؛ می توان به عملی
حیات بخش دست زد.
ــ پایان ملامت؛ آغاز بخشایش است.
ــ دریافت ما از دیگر آدمها؛ محدود می شود به حدود شناختمان از خویشتن.
ــ زنده باد تفاوت. عشق پژواک دهنده اين عبارت است.
ــ شاد باشيم که با هم متفاوتيم.
ــ هيجان زيادی؛ عشق را از جلوه می اندازد.
ــ زندگی و عشق خود را؛ خود می آفرينيم.
ــ استعداد مهرورزی چيزی است و قابليت مهرورزی؛ چيز ديگر.
ياسی
نویسنده : yasaman arghavan ; ساعت ۱٠:٢٥ ب.ظ روز دوشنبه ۱۳ تیر ،۱۳۸٤
تگ ها :
وبلاگ ، پرشین بلاگ
فاصله
دل من می سوزد؛
که قناری ها را پر بستند
که پر پاک پرستوها را بشکستند.
و کبوترها را
ــ آه؛ کبوترها را....
و چه اميد عظيمی به عبث انجاميد.
در ميان من و تو فاصله هاست.
گاه می انديشم؛
ــ می توانی تو به لبخندی اين فاصله را برداری!
تو توانايی بخشش داری.
دست های تو توانايی آن را دارد؛
ــ که مرا؛
زندگانی بخشد.
چشمهای تو به من می بخشد
شور عشق و مستی
و تو چون مصرع شعری زيبا؛
سطر برجسته ای از زندگی من هستی.
دفتر عمر مرا؛
با وجود تو شکوهی ديگر؛
رونقی ديگر هست.
می توانی تو به من؛
زندگانی بخشی؛
يا بگيری از من؛
آنچه را می بخشی
من به بی سامانی؛
باد را می مانم.
من به سرگردانی؛
ابر را می مانم.
من به آراستگی خنديدم.
من ژوليده به آراستگی خنديدم.
ــ سنگ طفلی؛ اما؛
خواب نوشين کبوترها را در لانه می آشفت.
قصه بی سروسامانی من؛
باد با برگ درختان می گفت.
باد با من می گفت:
چه تهيدستی؛
ابر باور می کرد.
ياسی
که قناری ها را پر بستند
که پر پاک پرستوها را بشکستند.
و کبوترها را
ــ آه؛ کبوترها را....
و چه اميد عظيمی به عبث انجاميد.
در ميان من و تو فاصله هاست.
گاه می انديشم؛
ــ می توانی تو به لبخندی اين فاصله را برداری!
تو توانايی بخشش داری.
دست های تو توانايی آن را دارد؛
ــ که مرا؛
زندگانی بخشد.
چشمهای تو به من می بخشد
شور عشق و مستی
و تو چون مصرع شعری زيبا؛
سطر برجسته ای از زندگی من هستی.
دفتر عمر مرا؛
با وجود تو شکوهی ديگر؛
رونقی ديگر هست.
می توانی تو به من؛
زندگانی بخشی؛
يا بگيری از من؛
آنچه را می بخشی
من به بی سامانی؛
باد را می مانم.
من به سرگردانی؛
ابر را می مانم.
من به آراستگی خنديدم.
من ژوليده به آراستگی خنديدم.
ــ سنگ طفلی؛ اما؛
خواب نوشين کبوترها را در لانه می آشفت.
قصه بی سروسامانی من؛
باد با برگ درختان می گفت.
باد با من می گفت:
چه تهيدستی؛
ابر باور می کرد.
ياسی
نویسنده : yasaman arghavan ; ساعت ٦:٠٩ ب.ظ روز جمعه ۱٠ تیر ،۱۳۸٤
تگ ها :
وبلاگ ، پرشین بلاگ
ناگزيری
خدايا!
بی آنکه دويده باشم
از نفس افتاده ام
بی آنکه مرده باشم
بر خاک خفته ام بارها و بارها
بی آنکه چون درويشان
در سماع بوده باشم
از خود گريخته ام
و در اين گريز ناگزير
از خود به تو
رسيده ام
نفس در نفسم؛ بدم
که از نفس افتاده عشق تو
به هرم نفس هايت محتاجست
ياسی
بی آنکه دويده باشم
از نفس افتاده ام
بی آنکه مرده باشم
بر خاک خفته ام بارها و بارها
بی آنکه چون درويشان
در سماع بوده باشم
از خود گريخته ام
و در اين گريز ناگزير
از خود به تو
رسيده ام
نفس در نفسم؛ بدم
که از نفس افتاده عشق تو
به هرم نفس هايت محتاجست
ياسی
نویسنده : yasaman arghavan ; ساعت ۱۱:٥٩ ب.ظ روز پنجشنبه ٩ تیر ،۱۳۸٤
تگ ها :
وبلاگ ، پرشین بلاگ
نوشته هايی بر روی شن و سنگ
دو دوست با پای پياده از جاده ای در بيابان می گذشتند. آن دو در نيمه های راه بر سر
موضوعی دچار اختلاف نظر شدند و به مشاجره پرداختند و یکی از آنها از سر خشم؛ بر صورت
دیگری سیلی زد. دوستی که سیلی خورده بود؛ سخت دل آزرده شد. ولی بدون آنکه
چیزی بگوید بر روی شن های بیابان نوشت:
"امروز بهترین دوست من؛ بر صورتم سیلی زد."
آن دو در کنار یکدیگر به راه خود ادامه دادند تا آن که در وسط بیابان به یک آبادی کوچک
رسیدند و تصمیم گرفتند قدری بیاسایند و در برکه آب تنی کنند. اما شخصی که سیلی
خورده بود در برکه لغزید و نزدیک بود غرق شود که دوستش به کمک او شتافت و نجاتش داد.
او بعد از آن که از غرق شدن نجات یافت بر روی صخره سنگی نوشت:
"امروز بهترین دوستم جان مرا نجات داد."
دوستی که یکبار بر صورت او سیلی زده بود و بعد هم جانش را از غرق شدن نجات داده بود
پرسید: بعد از آن که من با حرکت قبلی ام ترا آزردم؛ تو آن جمله را بر روی شنهای صحرا
نوشتی اما اکنون این جمله را بر روی صخره سنگ حک کرده ای چرا؟
و دوستش در پاسخ گفت: وقتی کسی ما را می آزارد باید آن را بر روی شن ها بنویسیم تا
بادهای بخشودگی آنرا محو کند؛ اما وقتی که کسی کار خوبی برایمان انجام می دهد ما باید
آنرا بر روی سنگ حک کنیم تا هیچ بادی هرگز نتواند آنرا پاک نماید.
یاسی
موضوعی دچار اختلاف نظر شدند و به مشاجره پرداختند و یکی از آنها از سر خشم؛ بر صورت
دیگری سیلی زد. دوستی که سیلی خورده بود؛ سخت دل آزرده شد. ولی بدون آنکه
چیزی بگوید بر روی شن های بیابان نوشت:
"امروز بهترین دوست من؛ بر صورتم سیلی زد."
آن دو در کنار یکدیگر به راه خود ادامه دادند تا آن که در وسط بیابان به یک آبادی کوچک
رسیدند و تصمیم گرفتند قدری بیاسایند و در برکه آب تنی کنند. اما شخصی که سیلی
خورده بود در برکه لغزید و نزدیک بود غرق شود که دوستش به کمک او شتافت و نجاتش داد.
او بعد از آن که از غرق شدن نجات یافت بر روی صخره سنگی نوشت:
"امروز بهترین دوستم جان مرا نجات داد."
دوستی که یکبار بر صورت او سیلی زده بود و بعد هم جانش را از غرق شدن نجات داده بود
پرسید: بعد از آن که من با حرکت قبلی ام ترا آزردم؛ تو آن جمله را بر روی شنهای صحرا
نوشتی اما اکنون این جمله را بر روی صخره سنگ حک کرده ای چرا؟
و دوستش در پاسخ گفت: وقتی کسی ما را می آزارد باید آن را بر روی شن ها بنویسیم تا
بادهای بخشودگی آنرا محو کند؛ اما وقتی که کسی کار خوبی برایمان انجام می دهد ما باید
آنرا بر روی سنگ حک کنیم تا هیچ بادی هرگز نتواند آنرا پاک نماید.
یاسی
نویسنده : yasaman arghavan ; ساعت ۱:۱٢ ق.ظ روز پنجشنبه ٩ تیر ،۱۳۸٤
تگ ها :
وبلاگ ، پرشین بلاگ
شکستگی های شب
وقتی دلتنگی روز؛
به شکستگی های شب رسيد؛
باز هم ياد تو
اين شکستگی را مرهم بود!
گاه می انديشم؛
جاده تاريکی که تو را با خود برد؛
جز تو هيچ آفتابی نديد!
ياسی
به شکستگی های شب رسيد؛
باز هم ياد تو
اين شکستگی را مرهم بود!
گاه می انديشم؛
جاده تاريکی که تو را با خود برد؛
جز تو هيچ آفتابی نديد!
ياسی
نویسنده : yasaman arghavan ; ساعت ۱٠:۳۳ ب.ظ روز سهشنبه ٧ تیر ،۱۳۸٤
تگ ها :
وبلاگ ، پرشین بلاگ
ردپای خاکستری
ای که مي روی؛
اينجا نگاه يک نفر
با عشق و اشک و آه
ردپای تو را می نگرد.
وقتی که باز آمدی بدان
اينجا يک نفر
با عشق و مهر و ماه
به درازای ردپايت خاکستری زيسته است.
ياسی
اينجا نگاه يک نفر
با عشق و اشک و آه
ردپای تو را می نگرد.
وقتی که باز آمدی بدان
اينجا يک نفر
با عشق و مهر و ماه
به درازای ردپايت خاکستری زيسته است.
ياسی
نویسنده : yasaman arghavan ; ساعت ۱٠:٤٥ ب.ظ روز دوشنبه ٦ تیر ،۱۳۸٤
تگ ها :
وبلاگ ، پرشین بلاگ
چند خبر داغ(۴)
ــ انتخاب ملکه زيبايی جهان در سال ۲۰۰۵:
ناتالی گلوبوا از کانادا به عنوان ملکه زيبايی جهان در سال ۲۰۰۵ انتخاب شد.
ــ پاريس هيلتون ازدواج کرد:
پاريس هيلتون دختر صاحب ميليونر مجموعه هتل های هيلتون با دوست پسر يونانی اش بعد
از ۵ ماه ازدواج کرد. اين ازدواج اولین ازدواج پاریس هیلتون ۲۴ ساله و دوست پسر ۲۷ ساله
اش می باشد.
ــ اخباری در مورد شقایق (کلودیا) خواننده ایرانی:
شقایق (کلودیا) یک مانکنه و قدش ۱۷۸ سانتیمتر است. خودش بارها ادعا کرده ۱۸
سالشه در حالیکه حتی خود کوجی هم می گه ۲۳ سالشه. کاندیدای Miss World شده و
بهش می گن الهه ایرانیان. در مجله فشن Hot Body شده. قراره عکسش در تورنتو بیلبورد
تبلیغاتی هم بشه. از همه مهمتر نامزد کامرانه و قراره در سپتامبر با هم ازدواج کنن.
ــ سلن دیون به گروه حامی میزبانی پاریس برای المپیک ۲۰۱۲ پیوست:
این خواننده پس از درخواست شهردار پاریس مبنی بر اجرای یک آهنگ برای شهر پاریس
در حال ضبط آهنگ در لاس وگاس است. سلن دیون آهنگ افتتاحیه بازیهای المپیک ۹۶
آتلانتا را قبلا اجرا کرده بود.
ــ ادکلنی با اسم تجاری هدیه تهرانی:
ادکلنی با اسم تجاری هدیه تهرانی ساخت فرانسه وارد شد. روی برچسب وارداتش نوشته
نام محصول: ادکلن هدیه تهرانی کارخانه تولید کننده: فرانسه قیمتش هم ۷۵۰۰ تومان
است.
ياسی
ناتالی گلوبوا از کانادا به عنوان ملکه زيبايی جهان در سال ۲۰۰۵ انتخاب شد.
ــ پاريس هيلتون ازدواج کرد:
پاريس هيلتون دختر صاحب ميليونر مجموعه هتل های هيلتون با دوست پسر يونانی اش بعد
از ۵ ماه ازدواج کرد. اين ازدواج اولین ازدواج پاریس هیلتون ۲۴ ساله و دوست پسر ۲۷ ساله
اش می باشد.
ــ اخباری در مورد شقایق (کلودیا) خواننده ایرانی:
شقایق (کلودیا) یک مانکنه و قدش ۱۷۸ سانتیمتر است. خودش بارها ادعا کرده ۱۸
سالشه در حالیکه حتی خود کوجی هم می گه ۲۳ سالشه. کاندیدای Miss World شده و
بهش می گن الهه ایرانیان. در مجله فشن Hot Body شده. قراره عکسش در تورنتو بیلبورد
تبلیغاتی هم بشه. از همه مهمتر نامزد کامرانه و قراره در سپتامبر با هم ازدواج کنن.
ــ سلن دیون به گروه حامی میزبانی پاریس برای المپیک ۲۰۱۲ پیوست:
این خواننده پس از درخواست شهردار پاریس مبنی بر اجرای یک آهنگ برای شهر پاریس
در حال ضبط آهنگ در لاس وگاس است. سلن دیون آهنگ افتتاحیه بازیهای المپیک ۹۶
آتلانتا را قبلا اجرا کرده بود.
ــ ادکلنی با اسم تجاری هدیه تهرانی:
ادکلنی با اسم تجاری هدیه تهرانی ساخت فرانسه وارد شد. روی برچسب وارداتش نوشته
نام محصول: ادکلن هدیه تهرانی کارخانه تولید کننده: فرانسه قیمتش هم ۷۵۰۰ تومان
است.

ياسی
نویسنده : yasaman arghavan ; ساعت ۱۱:۳٥ ب.ظ روز یکشنبه ٥ تیر ،۱۳۸٤
تگ ها :
وبلاگ ، پرشین بلاگ
پرستو
چه شبی بود و چه روزی افسوس!
با شبان رازی بود.
روزها شوری داشت.
ما پرستوها را؛
از سر شاخه به بانگ هی؛ هی؛
می پرانديم در آغوش فضا.
ما قناری ها را؛
از درون قفس سرد رها می کرديم.
آرزو می کردم؛
دشت سرشار ز سرسبزی روياها را
من گمان می کردم
دوستی همچون سروی سرسبز؛
چارفصلش همه آراستگی ست.
من چه می دانستم؛
هيبت باد زمستانی هست.
من چه می دانستم؛
سبزه می پژمرد از بی آبی؛
سبزه يخ می زند از سردی دی.
من چه می دانستم؛
دل هرکس دل نيست
قلب ها؛ ز آهن و سنگ
قلب ها؛ بی خبر از عاطفه اند.
از دلم رست گياهی سرسبز؛
سر برآورد؛ درختی شد؛ نيرو بگرفت.
برگ بر گردون سود.
اين گياه سرسبز.
اين بر آورده درخت اندوه؛
حاصل مهر تو بود
و چه روياهايی!
که تبه گشت و گذشت.
و چه پيوند صميميت ها؛
که به آسانی يک رشته گسست.
چه اميدی؛ چه اميد؟
چه نهالی که نشاندم من و بي بر گرديد.
ياسی
با شبان رازی بود.
روزها شوری داشت.
ما پرستوها را؛
از سر شاخه به بانگ هی؛ هی؛
می پرانديم در آغوش فضا.
ما قناری ها را؛
از درون قفس سرد رها می کرديم.
آرزو می کردم؛
دشت سرشار ز سرسبزی روياها را
من گمان می کردم
دوستی همچون سروی سرسبز؛
چارفصلش همه آراستگی ست.
من چه می دانستم؛
هيبت باد زمستانی هست.
من چه می دانستم؛
سبزه می پژمرد از بی آبی؛
سبزه يخ می زند از سردی دی.
من چه می دانستم؛
دل هرکس دل نيست
قلب ها؛ ز آهن و سنگ
قلب ها؛ بی خبر از عاطفه اند.
از دلم رست گياهی سرسبز؛
سر برآورد؛ درختی شد؛ نيرو بگرفت.
برگ بر گردون سود.
اين گياه سرسبز.
اين بر آورده درخت اندوه؛
حاصل مهر تو بود
و چه روياهايی!
که تبه گشت و گذشت.
و چه پيوند صميميت ها؛
که به آسانی يک رشته گسست.
چه اميدی؛ چه اميد؟
چه نهالی که نشاندم من و بي بر گرديد.
ياسی
نویسنده : yasaman arghavan ; ساعت ٤:۱۳ ب.ظ روز جمعه ۳ تیر ،۱۳۸٤
تگ ها :
وبلاگ ، پرشین بلاگ
مارهای پيله
تنها پروانه ها از سيم های خاردار می گذشتند با بال های شکسته
و مارها برای هم پونه می بردند
و آدم ها....
نمی دانم
در خواب يا بيداری
حفره خالی قلبم را تکثير می کردم
در تو؛ بی نهايت دريا موج می زد
و در من کسی
از دواتی نيمه پر از خون تو؛
نامه می نوشت
لب هايم اشک را می چشيد
می گويند اشک های عاشق هرم اولين بوسه های داغ عاشقانه را دو چندان می کند
بگذار عاشقانه بگويم
زمين خالی است
و ما در محدوده جهان نمی گنجيم؛
با اين همه
سيم های خاردار
و حفره های مدفون در خون دلمه بسته
خانه ای يافته ام؛
بيا! پروانه شويم!
ياسی
و مارها برای هم پونه می بردند
و آدم ها....
نمی دانم
در خواب يا بيداری
حفره خالی قلبم را تکثير می کردم
در تو؛ بی نهايت دريا موج می زد
و در من کسی
از دواتی نيمه پر از خون تو؛
نامه می نوشت
لب هايم اشک را می چشيد
می گويند اشک های عاشق هرم اولين بوسه های داغ عاشقانه را دو چندان می کند
بگذار عاشقانه بگويم
زمين خالی است
و ما در محدوده جهان نمی گنجيم؛
با اين همه
سيم های خاردار
و حفره های مدفون در خون دلمه بسته
خانه ای يافته ام؛
بيا! پروانه شويم!
ياسی
نویسنده : yasaman arghavan ; ساعت ٥:۳٦ ب.ظ روز پنجشنبه ٢ تیر ،۱۳۸٤
تگ ها :
وبلاگ ، پرشین بلاگ
پرنده
پرنده می خواند....
دستی به سوی سنگی رفت....
پرنده به زمین افتاد....
دخترک؛ پرنده در دست؛
سراشیبی تپه را گریه کنان پایین می آمد....
آخر او پرنده را تازه رها کرده بود.
ياسی
دستی به سوی سنگی رفت....
پرنده به زمین افتاد....
دخترک؛ پرنده در دست؛
سراشیبی تپه را گریه کنان پایین می آمد....
آخر او پرنده را تازه رها کرده بود.
ياسی
نویسنده : yasaman arghavan ; ساعت ۱۱:٠۸ ب.ظ روز چهارشنبه ۱ تیر ،۱۳۸٤
تگ ها :
وبلاگ ، پرشین بلاگ
رويای بی خيال
می نشينم کنار پنجره سکوت و رويای بی خيال
و خيره می شوم
به فضای پراندوه اين اتاق کهنه؛
من و بوم ورنگ....
و تصوير چشم هايی سياه و درشت
و ديوارهايی؛
که هنوز خاطره سايه ای را بر خود
زندگی می کردند؛
چقدر تنها هستم
و اندوه عميق اين اتاق؛
چقدر سترگ است!
چه کسی مرا خواهد ربود؟
ياسی
و خيره می شوم
به فضای پراندوه اين اتاق کهنه؛
من و بوم ورنگ....
و تصوير چشم هايی سياه و درشت
و ديوارهايی؛
که هنوز خاطره سايه ای را بر خود
زندگی می کردند؛
چقدر تنها هستم
و اندوه عميق اين اتاق؛
چقدر سترگ است!
چه کسی مرا خواهد ربود؟
ياسی
نویسنده : yasaman arghavan ; ساعت ۱٢:٠٢ ق.ظ روز سهشنبه ۳۱ خرداد ،۱۳۸٤
تگ ها :
وبلاگ ، پرشین بلاگ
عاشقانه (۲)
از بين لحظه های تکراری
آنها که با تو می گذرد خواهد ماند.
وقتی هر ثانيه که می آيد آبستن درد تازه ايست؛
تنها به لحظه با تو بودن عشق می ورزم.
وقتی تو باشی
روزها با آرزوهای کوچک نمی گذرد
با تو هر لحظه خاطره ای ماندنيست.
ياسی
آنها که با تو می گذرد خواهد ماند.
وقتی هر ثانيه که می آيد آبستن درد تازه ايست؛
تنها به لحظه با تو بودن عشق می ورزم.
وقتی تو باشی
روزها با آرزوهای کوچک نمی گذرد
با تو هر لحظه خاطره ای ماندنيست.
ياسی
نویسنده : yasaman arghavan ; ساعت ٩:٠٥ ب.ظ روز یکشنبه ٢٩ خرداد ،۱۳۸٤
تگ ها :
وبلاگ ، پرشین بلاگ
يادگارها
سعی داشته باش در قلب کسی که با او زندگی می کنی
يادگارهايی بگذاری که در ایام پیری؛ موقعی که خواهی نخواهی شکسته و ناتوان می
شوی؛ آن یادگارها مانع از این باشند که آن آدم از تو دور بشود.
یاسی 
(نيما يوشيج)
نویسنده : yasaman arghavan ; ساعت ٤:٢۱ ب.ظ روز شنبه ٢۸ خرداد ،۱۳۸٤
تگ ها :
وبلاگ ، پرشین بلاگ
آرزوی آمدنت
چه شبی بود و چه فرخنده شبی
آن شب دور که چون خواب خوش از ديده پريد.
کودک قلب من اين قصه شاد؛
از لبان تو شنيد:
"زندگی رويا نيست.
زندگی زيبايی ست.
می توان؛
بر درختی تهی از بار؛ زدن پيوندی.
می توان در دل اين مزرعه خشک و تهی بذری ريخت.
می توان؛
از ميان فاصله ها را برداشت.
دل من با دل تو؛
هر دو بيزار از اين فاصله هاست."
قصه شيرينی ست.
کودک چشم من از قصه تو می خوابد.
قصه نغز تو از غصه تهی است.
باز هم قصه بگو؛
تا به آرامش دل؛
سر به دامان تو بگذارم و در خواب روم.
گل به گل؛ سنگ به سنگ اين دشت
يادگاران تواند
رفته ای اينک و هر سبزه و سنگ
در تمام در و دشت
سوگواران تواند
در دلم آرزوی آمدنت می ميرد
رفته ای اينک؛ اما آيا
باز برمی گردی؟
چه تمنای محال؛
خنده ام می گيرد!
ياسی
آن شب دور که چون خواب خوش از ديده پريد.
کودک قلب من اين قصه شاد؛
از لبان تو شنيد:
"زندگی رويا نيست.
زندگی زيبايی ست.
می توان؛
بر درختی تهی از بار؛ زدن پيوندی.
می توان در دل اين مزرعه خشک و تهی بذری ريخت.
می توان؛
از ميان فاصله ها را برداشت.
دل من با دل تو؛
هر دو بيزار از اين فاصله هاست."
قصه شيرينی ست.
کودک چشم من از قصه تو می خوابد.
قصه نغز تو از غصه تهی است.
باز هم قصه بگو؛
تا به آرامش دل؛
سر به دامان تو بگذارم و در خواب روم.
گل به گل؛ سنگ به سنگ اين دشت
يادگاران تواند
رفته ای اينک و هر سبزه و سنگ
در تمام در و دشت
سوگواران تواند
در دلم آرزوی آمدنت می ميرد
رفته ای اينک؛ اما آيا
باز برمی گردی؟
چه تمنای محال؛
خنده ام می گيرد!
ياسی
نویسنده : yasaman arghavan ; ساعت ۳:٠۸ ب.ظ روز جمعه ٢٧ خرداد ،۱۳۸٤
تگ ها :
وبلاگ ، پرشین بلاگ
بزم
نفس هايم در هم مي روند
قلبم اما
از حس ضربان تهی است
گاهی شبحی در آينه می خندد
اگر شاعر لحظه ها نبودم
می نوشتم
آينه را شکستم و خود فروريختم
اما اين شبح من نيستم
قلب او از حس ضربان سرشار است
و من
تنها از نفس افتاده ای هستم
که سوی چشمانم آنقدر ياری ام می دهد تا
لبخند شبح را ببينم
کاش ...
افسوس!
خدا تنهاست.
ياسی
قلبم اما
از حس ضربان تهی است
گاهی شبحی در آينه می خندد
اگر شاعر لحظه ها نبودم
می نوشتم
آينه را شکستم و خود فروريختم
اما اين شبح من نيستم
قلب او از حس ضربان سرشار است
و من
تنها از نفس افتاده ای هستم
که سوی چشمانم آنقدر ياری ام می دهد تا
لبخند شبح را ببينم
کاش ...
افسوس!
خدا تنهاست.
ياسی
نویسنده : yasaman arghavan ; ساعت ۱۱:۱٩ ب.ظ روز پنجشنبه ٢٦ خرداد ،۱۳۸٤
تگ ها :
وبلاگ ، پرشین بلاگ
دوستت داشتم و می دانستی
تيغ نامردی کين؛
رگ عشق؛
رگ نگاه بی مثال تو!
و خونی که چونان باران شد؛
به خاطر آنکه دوستم داشتی!
و تو پيوسته با ياد من پيوستی؛
مرا انتظار کشيدی بی آنکه بدانی!
تو را ديدم؛ بی آنکه چشم هايم را بگشايم!
و تو حقيقت ناب بودی
تو را جرعه جرعه نوشيدم
و واصل شدم
به آنچه که می پنداشتم نيست!
دوستت داشتم و می دانستی
دوستم داشتی و نمی دانستی!
ياسی
رگ عشق؛
رگ نگاه بی مثال تو!
و خونی که چونان باران شد؛
به خاطر آنکه دوستم داشتی!
و تو پيوسته با ياد من پيوستی؛
مرا انتظار کشيدی بی آنکه بدانی!
تو را ديدم؛ بی آنکه چشم هايم را بگشايم!
و تو حقيقت ناب بودی
تو را جرعه جرعه نوشيدم
و واصل شدم
به آنچه که می پنداشتم نيست!
دوستت داشتم و می دانستی
دوستم داشتی و نمی دانستی!
ياسی
نویسنده : yasaman arghavan ; ساعت ۱٠:٥۸ ق.ظ روز پنجشنبه ٢٦ خرداد ،۱۳۸٤
تگ ها :
وبلاگ ، پرشین بلاگ
خط به خط (۲)
ــ آزادی هديه نيست بلکه حق هر انسانيست.
ــ روزی که به خاطر فردايش زيست شود؛ همواره با يک روز تاخير دريافت خواهد شد.
ــ بيشتر سختيهای زندگی اين است که می کوشيم؛ از حقيقت آن بگريزيم.
ــ گاهی بردن يک دعوا بدتر از باختن آن است.
ــ در زندگی از چيزی نبايد ترسيد؛ بايد آنرا درک کرد.
ــ آنچه محدود کننده و سرکوبگر باشد عشق نيست عشق فقط آنگاه عشق است که آزاد کننده
باشد.
ــ آنها که بلد نیستند از ته دل گریه کنند؛ خنده کردن را هم بلد نیستند.
ــ عشق مسابقه نیست.
ــ میزان انسانیت انسان این است که چقدر می خواهد و می تواند انسان را دوست بدارد.
ــ رویاهایت را از دست نده که اگر رویاها بمیرند؛ زندگی مرغ پرشکسته ای می شود که
دیگر نمی تواند پرواز کند.
یاسی
ــ روزی که به خاطر فردايش زيست شود؛ همواره با يک روز تاخير دريافت خواهد شد.
ــ بيشتر سختيهای زندگی اين است که می کوشيم؛ از حقيقت آن بگريزيم.
ــ گاهی بردن يک دعوا بدتر از باختن آن است.
ــ در زندگی از چيزی نبايد ترسيد؛ بايد آنرا درک کرد.
ــ آنچه محدود کننده و سرکوبگر باشد عشق نيست عشق فقط آنگاه عشق است که آزاد کننده
باشد.
ــ آنها که بلد نیستند از ته دل گریه کنند؛ خنده کردن را هم بلد نیستند.
ــ عشق مسابقه نیست.
ــ میزان انسانیت انسان این است که چقدر می خواهد و می تواند انسان را دوست بدارد.
ــ رویاهایت را از دست نده که اگر رویاها بمیرند؛ زندگی مرغ پرشکسته ای می شود که
دیگر نمی تواند پرواز کند.
یاسی
نویسنده : yasaman arghavan ; ساعت ۱:٢٥ ب.ظ روز سهشنبه ٢٤ خرداد ،۱۳۸٤
تگ ها :
وبلاگ ، پرشین بلاگ
تا تو بيايی
تا تو بيايی؛
من چشم در راه تو خواهم ماند.
دوست می دارم
با همان نگاه؛
از همان راه؛
بيايی.
تمام غصه هايم در هرم نگاهت ذوب می شوند
و دوباره آينه ها به روی من خواهند خنديد.
ياسی
( تقديم به مامان خوبم )
من چشم در راه تو خواهم ماند.
دوست می دارم
با همان نگاه؛
از همان راه؛
بيايی.
تمام غصه هايم در هرم نگاهت ذوب می شوند
و دوباره آينه ها به روی من خواهند خنديد.
ياسی

( تقديم به مامان خوبم )
نویسنده : yasaman arghavan ; ساعت ۱٠:٤۳ ب.ظ روز دوشنبه ٢۳ خرداد ،۱۳۸٤
تگ ها :
وبلاگ ، پرشین بلاگ
سحرگاه
در سحرگاه سر از بالش خوابت بردار!
کاروان های فرومانده خواب از چشمت بيرون کن!
بازکن پنجره را!
تو اگر بازکنی پنجره را؛
من نشان خواهم داد؛
به تو زيبايی را.
بگذر از زيور و آراستگی
من ترا با خود تا خانه خود خواهم برد
که در آن شوکت پيراستگی
چه صفايی دارد
آری از سادگيش؛
چون تراويدن مهتاب به شب
مهر از آن مي بارد.
بازکن پنجره را
من ترا خواهم برد؛
به شب جشن عروسی عروسک های
کودک خواهر خويش؛
که در آن مجلس جشن
صحبتی نيست ز دارايی داماد و عروس
صحبت از سادگی و کودکی است
چهره ای نيست عبوس.
کودک خواهر من
در شب جشن عروسی عروسک هايش می رقصد
کودک خواهر من؛
امپراتوری پر وسعت خود را هر روز؛
شوکتی می بخشد.
کودک خواهر من نام تو را می داند
نام تو را می خواند!
"گل قاصد آيا
با تو اين قصه خوش خواهد گفت؟!"
بازکن پنجره را
من ترا خواهم برد
به سر رود خروشان حيات؛
آب اين رود به سرچشمه نمی گردد باز؛
بهتر آنست که غفلت نکنيم از آغاز.
بازکن پنجره را! ــ
ــ صبح دميد!.
ياسی
کاروان های فرومانده خواب از چشمت بيرون کن!
بازکن پنجره را!
تو اگر بازکنی پنجره را؛
من نشان خواهم داد؛
به تو زيبايی را.
بگذر از زيور و آراستگی
من ترا با خود تا خانه خود خواهم برد
که در آن شوکت پيراستگی
چه صفايی دارد
آری از سادگيش؛
چون تراويدن مهتاب به شب
مهر از آن مي بارد.
بازکن پنجره را
من ترا خواهم برد؛
به شب جشن عروسی عروسک های
کودک خواهر خويش؛
که در آن مجلس جشن
صحبتی نيست ز دارايی داماد و عروس
صحبت از سادگی و کودکی است
چهره ای نيست عبوس.
کودک خواهر من
در شب جشن عروسی عروسک هايش می رقصد
کودک خواهر من؛
امپراتوری پر وسعت خود را هر روز؛
شوکتی می بخشد.
کودک خواهر من نام تو را می داند
نام تو را می خواند!
"گل قاصد آيا
با تو اين قصه خوش خواهد گفت؟!"
بازکن پنجره را
من ترا خواهم برد
به سر رود خروشان حيات؛
آب اين رود به سرچشمه نمی گردد باز؛
بهتر آنست که غفلت نکنيم از آغاز.
بازکن پنجره را! ــ
ــ صبح دميد!.
ياسی
نویسنده : yasaman arghavan ; ساعت ۱۱:۱۱ ب.ظ روز یکشنبه ٢٢ خرداد ،۱۳۸٤
تگ ها :
وبلاگ ، پرشین بلاگ
ولادت حضرت زينب (س) و روز پرستار مبارک
ولادت حضرت زينب (س) را به همه مسلمانان تبريک می گويم.
روز پرستار و بهورز بر همه پرستاران عزيز مبارک.
ياسی
روز پرستار و بهورز بر همه پرستاران عزيز مبارک.
ياسی
نویسنده : yasaman arghavan ; ساعت ٧:٠٢ ب.ظ روز یکشنبه ٢٢ خرداد ،۱۳۸٤
تگ ها :
وبلاگ ، پرشین بلاگ
زندگينامه سهراب سپهری (۱)
ــ "هوای حرف تو آدم را
عبور می دهد از کوچه باغ های حکايات
و در عروق چنين لحن
چه خون تازه محزونی!"
آغاز زندگی:
سهراب سپهری سومين فرزند خانواده پنج نفری اسدالله خان سپهری و خانم فروغ سپهری
است.
فرزندان خانواده به ترتيب سن از اين قرارند:
منوچهر؛ همايوندخت؛ سهراب؛ پريدخت و پروانه.
پدرشان فرزند ميرزانصرالله خان سپهری از خوانين کاشان؛ رئيس تلگراف خانه شهر و صاحب ۴
پسر بوده که همگی سوارکار و شکارچی بودند. خط خوشی داشتند. در مسائل هنری مثل
نقاشی؛ منبت کاری و ساختن تار ذوقی سرشار نشان می دادند.
مادرشان فرزند ملک المورخين و نواده لسان الملک سپهر مولف کتاب ناسخ التواريخ است.
مادر وی حميده سپهری از خانواده کلانتر ضرابی بوده؛ که طبعی شاعرانه داشت و اشعارش در
نشريات آن زمان (اواخر دوران قاجار و اوايل حکومت پهلوی) چاپ مي شد.
سهراب؛ در روزی آفتابی و پاييزی؛ ۱۵ مهر سال ۱۳۰۷؛ حوالی ظهر ديده به جهان می گشاید.
کودکی را در کاشان؛ در باغ اجدادی؛ که بسیار بزرگ و پر از درختان میوه و گل و سبزه بوده و
در محله دروازه عطا قرار داشته؛ می گذراند.
ــ "من درون نور ــ باران قصر سیم کودکی بودم؛
جوی رویاها گلی می برد.
همره آب شتابان؛ می دویدم مست زیبایی."
یاسی
(از کتاب سهراب؛ مرغ مهاجر نوشته پريدخت سپهری)
عبور می دهد از کوچه باغ های حکايات
و در عروق چنين لحن
چه خون تازه محزونی!"
آغاز زندگی:
سهراب سپهری سومين فرزند خانواده پنج نفری اسدالله خان سپهری و خانم فروغ سپهری
است.
فرزندان خانواده به ترتيب سن از اين قرارند:
منوچهر؛ همايوندخت؛ سهراب؛ پريدخت و پروانه.
پدرشان فرزند ميرزانصرالله خان سپهری از خوانين کاشان؛ رئيس تلگراف خانه شهر و صاحب ۴
پسر بوده که همگی سوارکار و شکارچی بودند. خط خوشی داشتند. در مسائل هنری مثل
نقاشی؛ منبت کاری و ساختن تار ذوقی سرشار نشان می دادند.
مادرشان فرزند ملک المورخين و نواده لسان الملک سپهر مولف کتاب ناسخ التواريخ است.
مادر وی حميده سپهری از خانواده کلانتر ضرابی بوده؛ که طبعی شاعرانه داشت و اشعارش در
نشريات آن زمان (اواخر دوران قاجار و اوايل حکومت پهلوی) چاپ مي شد.
سهراب؛ در روزی آفتابی و پاييزی؛ ۱۵ مهر سال ۱۳۰۷؛ حوالی ظهر ديده به جهان می گشاید.
کودکی را در کاشان؛ در باغ اجدادی؛ که بسیار بزرگ و پر از درختان میوه و گل و سبزه بوده و
در محله دروازه عطا قرار داشته؛ می گذراند.
ــ "من درون نور ــ باران قصر سیم کودکی بودم؛
جوی رویاها گلی می برد.
همره آب شتابان؛ می دویدم مست زیبایی."
یاسی

(از کتاب سهراب؛ مرغ مهاجر نوشته پريدخت سپهری)
نویسنده : yasaman arghavan ; ساعت ۸:٠۳ ب.ظ روز شنبه ٢۱ خرداد ،۱۳۸٤
تگ ها :
وبلاگ ، پرشین بلاگ
ياد تو
دلم تنگ هرکس که باشد
به ياد تو هستم
بيگانگی در من نمی گنجد
اما
تمام جهان در گوشه ای از من
تواند بود.
مرگ فرشته همزاد انسان است
و عروسی
زادگاه عشق
يا نفرت.
تمناهای زمينی
آسمان روشن را
می آلايد
ياسی
به ياد تو هستم
بيگانگی در من نمی گنجد
اما
تمام جهان در گوشه ای از من
تواند بود.
مرگ فرشته همزاد انسان است
و عروسی
زادگاه عشق
يا نفرت.
تمناهای زمينی
آسمان روشن را
می آلايد
ياسی
نویسنده : yasaman arghavan ; ساعت ۱۱:٠٧ ق.ظ روز جمعه ٢٠ خرداد ،۱۳۸٤
تگ ها :
وبلاگ ، پرشین بلاگ
شب های چون يلدا
چقدر آسان گم ات کردم!
تو را؛
و نگاهت را ــ تنها سپيده دم روزگار من ــ
من اين تبعيدی تاريک؛
در اين شب های چون يلدا
تنها؛
سرود خوشبختی است که فراموش کرده ام
و تنها؛
آفتاب است که نمی تابد.
اينجا؛
فقط ستاره ها می ميرند!
وقتی آنهمه پروانه تاريک
در راستای هجرت خورشيد؛
سفر کردند؛
آسمان هميشگی خوابيد
و دست هايم؛
ديگر به وسعت آشنايت نرسيد!
ياسی
تو را؛
و نگاهت را ــ تنها سپيده دم روزگار من ــ
من اين تبعيدی تاريک؛
در اين شب های چون يلدا
تنها؛
سرود خوشبختی است که فراموش کرده ام
و تنها؛
آفتاب است که نمی تابد.
اينجا؛
فقط ستاره ها می ميرند!
وقتی آنهمه پروانه تاريک
در راستای هجرت خورشيد؛
سفر کردند؛
آسمان هميشگی خوابيد
و دست هايم؛
ديگر به وسعت آشنايت نرسيد!
ياسی
نویسنده : yasaman arghavan ; ساعت ۱۱:۳٧ ب.ظ روز پنجشنبه ۱٩ خرداد ،۱۳۸٤
تگ ها :
وبلاگ ، پرشین بلاگ
تولدم مبارک
سلام
امروز ۱۸ خرداد تولدم بود
تولد امسالم خيلی جالب بود مصادف شد با صعود تيم ملی فوتبال ايران به جام جهانی شبی
که مردم به خيابان ها آمدند و جشن گرفتند و شادی کردند.
راستی امشب به خاطر تولد من مردم اینقدر شادی می کردند یا پیروزی ایران
خيلی قشنگه که ديگران به فکر آدم باشن به ياد آدم باشن. از همه کسانی که تولدم يادشون
بود و بهم تبريک گفتن ممنونم از کادو هايی هم که بهم دادن ممنون.
دوستتون دارم
ياسی
امروز ۱۸ خرداد تولدم بود

تولد امسالم خيلی جالب بود مصادف شد با صعود تيم ملی فوتبال ايران به جام جهانی شبی
که مردم به خيابان ها آمدند و جشن گرفتند و شادی کردند.
راستی امشب به خاطر تولد من مردم اینقدر شادی می کردند یا پیروزی ایران

خيلی قشنگه که ديگران به فکر آدم باشن به ياد آدم باشن. از همه کسانی که تولدم يادشون
بود و بهم تبريک گفتن ممنونم از کادو هايی هم که بهم دادن ممنون.
دوستتون دارم
ياسی
نویسنده : yasaman arghavan ; ساعت ۱٢:۳٤ ق.ظ روز پنجشنبه ۱٩ خرداد ،۱۳۸٤
تگ ها :
وبلاگ ، پرشین بلاگ
باور
احساس غريبی به من می گويد؛
اگر عشق را باور بداريم
اگر دلها دستگير شوند
و دستها دلگير نباشند
می توان با دستهای باز
عشق را در کوچه بارانی چشمها پيدا کرد.
ياسی
اگر عشق را باور بداريم
اگر دلها دستگير شوند
و دستها دلگير نباشند
می توان با دستهای باز
عشق را در کوچه بارانی چشمها پيدا کرد.
ياسی
نویسنده : yasaman arghavan ; ساعت ۸:٠٦ ب.ظ روز سهشنبه ۱٧ خرداد ،۱۳۸٤
تگ ها :
وبلاگ ، پرشین بلاگ
پروانه
دل من؛ در دل شب؛
خواب پروانه شدن می بيند.
مهر در صبحدمان داس به دست
خرمن خواب مرا می چيند
آسمان ها آبی؛
ــ نفس صبح صداقت آبی ست ــ
ديده در آينه صبح ترا می بيند.
از گريبان تو صبح صادق؛
می گشايد پر و بال.
تو گل سرخ منی
تو گل ياسمنی
تو چنان شبنم پاک سحری؟
ــ نه؛
ــ از ان پاکتری.
تو بهاری؟
ــ نه؛
ــ بهاران از تست.
از تو مي گيرد وام؛
هر بهار اين همه زيبايی را.
هوس باغ و بهارانم نيست
ای بهين باغ و بهارانم تو!
من به چشمان خيال انگيزت معتادم؛
و در اين راه تباه؛
عاقبت هستی خود را دادم.
آه سر گشتگی ام در پی آن گوهر مقصود چرا
در پی گمشده خود به کجا بشتابم؟
مرغ آبی اينجاست.
در خود آن گمشده را دريابم.
ياسی
خواب پروانه شدن می بيند.
مهر در صبحدمان داس به دست
خرمن خواب مرا می چيند
آسمان ها آبی؛
ــ نفس صبح صداقت آبی ست ــ
ديده در آينه صبح ترا می بيند.
از گريبان تو صبح صادق؛
می گشايد پر و بال.
تو گل سرخ منی
تو گل ياسمنی
تو چنان شبنم پاک سحری؟
ــ نه؛
ــ از ان پاکتری.
تو بهاری؟
ــ نه؛
ــ بهاران از تست.
از تو مي گيرد وام؛
هر بهار اين همه زيبايی را.
هوس باغ و بهارانم نيست
ای بهين باغ و بهارانم تو!
من به چشمان خيال انگيزت معتادم؛
و در اين راه تباه؛
عاقبت هستی خود را دادم.
آه سر گشتگی ام در پی آن گوهر مقصود چرا
در پی گمشده خود به کجا بشتابم؟
مرغ آبی اينجاست.
در خود آن گمشده را دريابم.
ياسی
نویسنده : yasaman arghavan ; ساعت ۱٠:٥٠ ب.ظ روز دوشنبه ۱٦ خرداد ،۱۳۸٤
تگ ها :
وبلاگ ، پرشین بلاگ
چند خبر داغ(۳)
ــ رونالدو از همسر دومش جدا شد:
دوشنبه ۱۹ ارديبهشت ديويد بکهام هافبک انگليسی رئال تمامی دوستانش را برای حضور در
جشن تولد ۳۰ سالگی اش دعوت نموده بود. يک مهمانی شبانه ۷۰۰ يورويی در مادرید که
تمامی اعضای رئال و دوستان صمیمی او به اتفاق همسران خود آمده بودند ولی رونالدو در
میان بهت و حیرت حاضرین تنها یعنی بدون همسرش دانیه لا قدم به این جشن گذاشته
بود.
ــ جدایی براد پیت از جنیفر آنیستون:
براد پیت ۴ ماه پس از جدایی از جنیفر آنیستون گفت: من از ازدواج با جنیفر افتخار می
کنم و روزها و ساعتهای بسیار دوست داشتنی در کنار هم گذراندیم. همچنین او ازدواج
مجدد با آنجولیا جولی را تکذیب کرد و گفت: فعلا قصد ازدواج مجدد را ندارم. گفته می شود
اصلی ترین دلیل جدایی براد پیت از جنیفر آنیستون این بوده که او خواهان بچه بوده
ولی جنیفر بچه نمی خواسته.
ــ ازدواج علی دائی:
عروسی علی دایی معروف ترین چهره ورزشی ایران یک شنبه ۲۵ اردیبهشت ۸۴ در تالار
فرمانیه با حضور چهره های مطرح روز برگزار شد.
ــ گروه Spice Girls دوباره تشکیل می شود:
گروه Spice Girls انگلیسی که ویکتوریا آدام همسر دیوید بکهام هم یکی از اعضای آن
است بعد از چند سال موفقیت در سطح انگلیس و آمریکا مدتی است که از هم پاشیده
شده بود و هر یک از خواننده ها به طور جداگانه به فعالیت خود ادامه می دادند قرار است بعد
از گردهم آیی مجدد این گروه پر طرفدار در ماه جولای کنسرتی در لندن داشته باشند.
ــ نیکی کریمی و جشنواره کن:
نیکی کریمی پس از سمیرا مخملباف دومین زنی است که سینمای ایران را در جشنواره
کن نمایندگی کرد. "یک شب" نخستین فیلم بلند نیکی کریمی بازیگر ۳۴ ساله
سینمای ایران است. فیلم یک شب داستان دختری است که بخاطر مادرش که با مردی
قرار ملاقات دارد و نمی خواهد کس دیگری در خانه باشد مجبور شده است شب را بیرون از
خانه بگذراند.... فیلمنامه یک شب را نیکی کریمی به اتفاق کامبوزیا پرتوی نوشته است.
بازیگران اصلی فیلم یک شب هانیه توسلی و سعید ابراهیمی فر هستند.
یاسی
(خبرهای قبلی در آرشيو هستند می تونيد به اونجا سر بزنيد.)
دوشنبه ۱۹ ارديبهشت ديويد بکهام هافبک انگليسی رئال تمامی دوستانش را برای حضور در
جشن تولد ۳۰ سالگی اش دعوت نموده بود. يک مهمانی شبانه ۷۰۰ يورويی در مادرید که
تمامی اعضای رئال و دوستان صمیمی او به اتفاق همسران خود آمده بودند ولی رونالدو در
میان بهت و حیرت حاضرین تنها یعنی بدون همسرش دانیه لا قدم به این جشن گذاشته
بود.
ــ جدایی براد پیت از جنیفر آنیستون:
براد پیت ۴ ماه پس از جدایی از جنیفر آنیستون گفت: من از ازدواج با جنیفر افتخار می
کنم و روزها و ساعتهای بسیار دوست داشتنی در کنار هم گذراندیم. همچنین او ازدواج
مجدد با آنجولیا جولی را تکذیب کرد و گفت: فعلا قصد ازدواج مجدد را ندارم. گفته می شود
اصلی ترین دلیل جدایی براد پیت از جنیفر آنیستون این بوده که او خواهان بچه بوده
ولی جنیفر بچه نمی خواسته.
ــ ازدواج علی دائی:
عروسی علی دایی معروف ترین چهره ورزشی ایران یک شنبه ۲۵ اردیبهشت ۸۴ در تالار
فرمانیه با حضور چهره های مطرح روز برگزار شد.
ــ گروه Spice Girls دوباره تشکیل می شود:
گروه Spice Girls انگلیسی که ویکتوریا آدام همسر دیوید بکهام هم یکی از اعضای آن
است بعد از چند سال موفقیت در سطح انگلیس و آمریکا مدتی است که از هم پاشیده
شده بود و هر یک از خواننده ها به طور جداگانه به فعالیت خود ادامه می دادند قرار است بعد
از گردهم آیی مجدد این گروه پر طرفدار در ماه جولای کنسرتی در لندن داشته باشند.
ــ نیکی کریمی و جشنواره کن:
نیکی کریمی پس از سمیرا مخملباف دومین زنی است که سینمای ایران را در جشنواره
کن نمایندگی کرد. "یک شب" نخستین فیلم بلند نیکی کریمی بازیگر ۳۴ ساله
سینمای ایران است. فیلم یک شب داستان دختری است که بخاطر مادرش که با مردی
قرار ملاقات دارد و نمی خواهد کس دیگری در خانه باشد مجبور شده است شب را بیرون از
خانه بگذراند.... فیلمنامه یک شب را نیکی کریمی به اتفاق کامبوزیا پرتوی نوشته است.
بازیگران اصلی فیلم یک شب هانیه توسلی و سعید ابراهیمی فر هستند.
یاسی

(خبرهای قبلی در آرشيو هستند می تونيد به اونجا سر بزنيد.)
نویسنده : yasaman arghavan ; ساعت ۳:٥٧ ب.ظ روز یکشنبه ۱٥ خرداد ،۱۳۸٤
تگ ها :
وبلاگ ، پرشین بلاگ
بهانه
و من هميشه فکر می کنم
شايد روزی برسد که آدم ها
وقتی اشک در چشم هاشان جمع می شود؛ گريه کنند
بی دغدغه مرد بودن؛ زن بودن؛ کودک بودن
چه اهميتی دارد؟
ناگهان اشک که می جوشد حتی اگر دير
پی بهانه نگردد! بگذار بی جاده بر گونه هايت بدود
تصوير واژگون کودکی ات را ياد آر
که وقتی از درد می گريستی
شيرت می خوراندند
حالا تا می توانی دردت را فرياد بزن
می گويی؛ باش!
غصه؛ زن و مرد؛ نمی شناسد
من مطمئنم کوه هم در ميان های های گريه ابر؛ گريه می کند.
باور کن!
ياسی
شايد روزی برسد که آدم ها
وقتی اشک در چشم هاشان جمع می شود؛ گريه کنند
بی دغدغه مرد بودن؛ زن بودن؛ کودک بودن
چه اهميتی دارد؟
ناگهان اشک که می جوشد حتی اگر دير
پی بهانه نگردد! بگذار بی جاده بر گونه هايت بدود
تصوير واژگون کودکی ات را ياد آر
که وقتی از درد می گريستی
شيرت می خوراندند
حالا تا می توانی دردت را فرياد بزن
می گويی؛ باش!
غصه؛ زن و مرد؛ نمی شناسد
من مطمئنم کوه هم در ميان های های گريه ابر؛ گريه می کند.
باور کن!
ياسی
نویسنده : yasaman arghavan ; ساعت ۱٠:٠۱ ب.ظ روز جمعه ۱۳ خرداد ،۱۳۸٤
تگ ها :
وبلاگ ، پرشین بلاگ
ترانه
چون ترانه ای سنگين
که از روی شب نگاهت می گذشت؛
تو را خواندم؛
و بارانی سخت
تمام بغض کهنه ام را باريد
و دلی؛
چکه چکه؛
همراه آن آسمان هميشه و هرگز
بر سکوت صد ساله مان فرو می ريخت
تو؛ دستان رابطه ات؛
ــ بس کوتاه
من؛ دستان عطوفتم!
ــ بس غريب
ما؛
چون ترانه محزون باد؛
نه هيچگاه گسستيم
و نه هيچگاه پيوستيم!
ياسی
که از روی شب نگاهت می گذشت؛
تو را خواندم؛
و بارانی سخت
تمام بغض کهنه ام را باريد
و دلی؛
چکه چکه؛
همراه آن آسمان هميشه و هرگز
بر سکوت صد ساله مان فرو می ريخت
تو؛ دستان رابطه ات؛
ــ بس کوتاه
من؛ دستان عطوفتم!
ــ بس غريب
ما؛
چون ترانه محزون باد؛
نه هيچگاه گسستيم
و نه هيچگاه پيوستيم!
ياسی
نویسنده : yasaman arghavan ; ساعت ۱٠:٢۱ ق.ظ روز جمعه ۱۳ خرداد ،۱۳۸٤
تگ ها :
وبلاگ ، پرشین بلاگ
متن ارسالی(۳)
۱۳ خط برای زندگی:
۱ــ دوستت دارم، نه به خاطر شخصيت تو، بلكه به خاطر شخصيتي كه من در هنگام با تو بودن پيدا مي كنم.
۲ــ هيچ كس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه چنين ارزشي دارد باعث اشك ريختن تو نمي شود.
۳ــ اين كه كسي تو را آنطور كه مي خواهي دوست ندارد، به اين معني نيست كه تو را با تمام وجودش دوست ندارد.
۴ــ دوست واقعي كسي است كه دستهاي تو را بگيرد ولي قلب تو را لمس كند.
۵ــ بدترين شكل دلتنگي براي كسي آن است كه در كنارش باشي و بداني كه هرگز به او نخواهي رسيد.
۶ــ هرگز لبخند را ترك نكن، حتي وقتي ناراحتي. چون هر كس امكان دارد عاشق لبخند تو باشد.
۷ــ تو ممكن است در تمام دنيا فقط يك نفر باشي، ولي براي بعصي افراد تمام دنيا هستي.
۸ــ هركز وقتت را با كسي كه حاضر نيست وقتش را با تو بگذراند، نگذران.
۹ــ شايد خدا خواسته است كه ابتدا بسياري افراد نامناسب را بشناسي و سپس شخص مناسب را به اين ترتيب وقتي اورا يافتي بهتر مي تواني شكرگزار باشي.
۱۰ــ براي چيزي كه گذشت غم مخور، به آن چه پس از آن مي آيد لبخند بزن.
۱۱ــ هميشه افرادي هستند كه تو را مي آزارند. با اين حال همواره به ديگران اعتماد كن و فقط مواظب باش كه به كسي كه تو را آزرده، دوباره اعتماد نكني.
۱۲ــ خود را به فرد بهتري تبديل كن و مطمئن باش كه خود را مي شناسي قبل از اين كه شخص ديگري را بشناسي و انتظار داشته باشي او تو را بشناسد.
۱۳ــ زياده از حد خود را تحت فشار نگذار، بهترين چيزها زماني اتفاق مي افتند كه تو انتظارش را نداري.
ياسی
( اين متن رو يکی از دوستان به اسم احمد برام فرستاده )
۱ــ دوستت دارم، نه به خاطر شخصيت تو، بلكه به خاطر شخصيتي كه من در هنگام با تو بودن پيدا مي كنم.
۲ــ هيچ كس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه چنين ارزشي دارد باعث اشك ريختن تو نمي شود.
۳ــ اين كه كسي تو را آنطور كه مي خواهي دوست ندارد، به اين معني نيست كه تو را با تمام وجودش دوست ندارد.
۴ــ دوست واقعي كسي است كه دستهاي تو را بگيرد ولي قلب تو را لمس كند.
۵ــ بدترين شكل دلتنگي براي كسي آن است كه در كنارش باشي و بداني كه هرگز به او نخواهي رسيد.
۶ــ هرگز لبخند را ترك نكن، حتي وقتي ناراحتي. چون هر كس امكان دارد عاشق لبخند تو باشد.
۷ــ تو ممكن است در تمام دنيا فقط يك نفر باشي، ولي براي بعصي افراد تمام دنيا هستي.
۸ــ هركز وقتت را با كسي كه حاضر نيست وقتش را با تو بگذراند، نگذران.
۹ــ شايد خدا خواسته است كه ابتدا بسياري افراد نامناسب را بشناسي و سپس شخص مناسب را به اين ترتيب وقتي اورا يافتي بهتر مي تواني شكرگزار باشي.
۱۰ــ براي چيزي كه گذشت غم مخور، به آن چه پس از آن مي آيد لبخند بزن.
۱۱ــ هميشه افرادي هستند كه تو را مي آزارند. با اين حال همواره به ديگران اعتماد كن و فقط مواظب باش كه به كسي كه تو را آزرده، دوباره اعتماد نكني.
۱۲ــ خود را به فرد بهتري تبديل كن و مطمئن باش كه خود را مي شناسي قبل از اين كه شخص ديگري را بشناسي و انتظار داشته باشي او تو را بشناسد.
۱۳ــ زياده از حد خود را تحت فشار نگذار، بهترين چيزها زماني اتفاق مي افتند كه تو انتظارش را نداري.
ياسی

( اين متن رو يکی از دوستان به اسم احمد برام فرستاده )
نویسنده : yasaman arghavan ; ساعت ۱٠:٢٥ ق.ظ روز پنجشنبه ۱٢ خرداد ،۱۳۸٤
تگ ها :
وبلاگ ، پرشین بلاگ
چگونه اضطراب را کم کنيم؟
نشانه های اضطراب:
شما هميشه نگران همه مسائل هستيد مسائل بزرگ؛ مسائل کوچک؛ مسائل خيالی.
از اشتباه کردن می ترسيد.
برای تصميم گيری دچار مشکل می شويد.
بی هيچ دليلی عصبی می شويد.
سرگيجه داريد و احساس ضعف و يا خستگی می کنيد.
هميشه نيمه خالی را می بينيد.
کم خواب هستيد.
عضلات بدنتان دچار گرفتگی می شوند.
بهترين راه حل:
شما می توانيد با تغيير ساده ای در زندگی خود؛ خيلی راحت استرس و اضطراب را از خود دور
کنيد.
۱ــ روزنامه و مجله های خبری را نخوانيد و به جای آنها کتاب بخوانيد.
۲ــ اخبار تلويزيون را تماشا نکنيد و به جای آن قدم بزنيد و يا يک فيلم کمدی تماشا کنيد.
۳ــ از افرادی که اخبار ردوبدل می کنند؛ دوری کنيد.
ياسی
شما هميشه نگران همه مسائل هستيد مسائل بزرگ؛ مسائل کوچک؛ مسائل خيالی.
از اشتباه کردن می ترسيد.
برای تصميم گيری دچار مشکل می شويد.
بی هيچ دليلی عصبی می شويد.
سرگيجه داريد و احساس ضعف و يا خستگی می کنيد.
هميشه نيمه خالی را می بينيد.
کم خواب هستيد.
عضلات بدنتان دچار گرفتگی می شوند.
بهترين راه حل:
شما می توانيد با تغيير ساده ای در زندگی خود؛ خيلی راحت استرس و اضطراب را از خود دور
کنيد.
۱ــ روزنامه و مجله های خبری را نخوانيد و به جای آنها کتاب بخوانيد.
۲ــ اخبار تلويزيون را تماشا نکنيد و به جای آن قدم بزنيد و يا يک فيلم کمدی تماشا کنيد.
۳ــ از افرادی که اخبار ردوبدل می کنند؛ دوری کنيد.
ياسی
نویسنده : yasaman arghavan ; ساعت ۱٠:٥۸ ب.ظ روز چهارشنبه ۱۱ خرداد ،۱۳۸٤
تگ ها :
وبلاگ ، پرشین بلاگ
مهتاب
شب تهی از مهتاب؛
شب تهی از اختر؛
ابر خاکستری بی باران پوشانده؛
آسمان را يکسر.
ابر خاکستری بی باران دلگير است؛
و سکوت تو پس پرده خاکستری سرد کدورت افسوس!
سخت دلگيرتر است.
شوق باز آمدن سوی توام هست؛
ــ اما؛
تلخی سرد کدورت در تو؛
پای پوينده راهم بسته؛
ابر خاکستری بی باران؛
راه بر مرغ نگاهم بسته.
وای؛ باران؛
باران!
شيشه پنجره را باران شست.
از دل من اما؛
ــ چه کسی نقش ترا خواهد شست؟
آسمان سربی رنگ؛
من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ.
می پرد مرغ نگاهم تا دور؛
وای؛ باران؛
باران؛
پر مرغان نگاهم را شست.
خواب رويای فراموشی هاست!
خواب را دريابم؛
که در آن دولت خاموشی هاست.
با تو در خواب مرا
لذت ناب هماغوشی هاست
من شکوفايی گل های اميدم را در روياها می بينم؛
و ندايی که به من می گويد:
گرچه شب تاريک است
دل قوی دار؛
سحر نزديک است!
ياسی
شب تهی از اختر؛
ابر خاکستری بی باران پوشانده؛
آسمان را يکسر.
ابر خاکستری بی باران دلگير است؛
و سکوت تو پس پرده خاکستری سرد کدورت افسوس!
سخت دلگيرتر است.
شوق باز آمدن سوی توام هست؛
ــ اما؛
تلخی سرد کدورت در تو؛
پای پوينده راهم بسته؛
ابر خاکستری بی باران؛
راه بر مرغ نگاهم بسته.
وای؛ باران؛
باران!
شيشه پنجره را باران شست.
از دل من اما؛
ــ چه کسی نقش ترا خواهد شست؟
آسمان سربی رنگ؛
من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ.
می پرد مرغ نگاهم تا دور؛
وای؛ باران؛
باران؛
پر مرغان نگاهم را شست.
خواب رويای فراموشی هاست!
خواب را دريابم؛
که در آن دولت خاموشی هاست.
با تو در خواب مرا
لذت ناب هماغوشی هاست
من شکوفايی گل های اميدم را در روياها می بينم؛
و ندايی که به من می گويد:
گرچه شب تاريک است
دل قوی دار؛
سحر نزديک است!
ياسی
نویسنده : yasaman arghavan ; ساعت ٧:٢٥ ب.ظ روز سهشنبه ۱٠ خرداد ،۱۳۸٤
تگ ها :
وبلاگ ، پرشین بلاگ
متن ارسالی(۲)
منتظر باش اما معطل نباش
قاطع باش اما لجباز نباش
صريح باش اما گستاخ نباش
بگو آره اما نگو حتماً
بگو نه اما نگو ابداً
یاسی
اين متن رو يکی از دوستان به اسم محمد برام فرستاده از متن زيبات ممنون.
قاطع باش اما لجباز نباش
صريح باش اما گستاخ نباش
بگو آره اما نگو حتماً
بگو نه اما نگو ابداً
یاسی
اين متن رو يکی از دوستان به اسم محمد برام فرستاده از متن زيبات ممنون.
نویسنده : yasaman arghavan ; ساعت ٧:۳۸ ب.ظ روز دوشنبه ٩ خرداد ،۱۳۸٤
تگ ها :
وبلاگ ، پرشین بلاگ
حرف آخر
با لبهای بسته
عشق را رمز گونه به من آموختی
و اين حرف آخرت بود.
وقتی لبهايت غرق سکوت بود
با حرف آخرم عاشقی را به تو آموختم.
بر لبهای بسته ات
بوسه ام حرف آخر من بود.
ياسی
از دوستان خوبم نرگس شقايق قاصدک؛ مهرداد؛ مريم؛ پروانه؛ عليرضا.ق ممنونم به خاطر محبت هاشون و نظرات قشنگشون.
عشق را رمز گونه به من آموختی
و اين حرف آخرت بود.
وقتی لبهايت غرق سکوت بود
با حرف آخرم عاشقی را به تو آموختم.
بر لبهای بسته ات
بوسه ام حرف آخر من بود.
ياسی

از دوستان خوبم نرگس شقايق قاصدک؛ مهرداد؛ مريم؛ پروانه؛ عليرضا.ق ممنونم به خاطر محبت هاشون و نظرات قشنگشون.
نویسنده : yasaman arghavan ; ساعت ۸:٠٠ ب.ظ روز یکشنبه ۸ خرداد ،۱۳۸٤
تگ ها :
وبلاگ ، پرشین بلاگ
خط به خط (۱)
ــ اگر دردی داريد؛ دوست بداريد که شفای هر دردی محبت است.
ــ از لباس کهنه خويش خجل مباش؛ خجل باش از انديشه کهنه خويش.
ــ مشکل بزرگ را به اجزای کوچک تفکيک کن تا حل آن آسان شود.
ــ ايده های پر توان؛ تا زمانی که به کار گرفته نشود ارزشی نخواهند داشت.
ــ می توان انتخاب کرد؛ اما نمی توان از رنج حاصل از انتخاب در امان ماند.
ــ با قلبت احساس کن؛ اما با قلبت فکر نکن.
ــ عشق ما می سازد بی آنکه من را از بين ببرد.
ــ در عشق می توانيم به جايی برسيم که گذشت و چشم پوشی را رواتر از ملامت و نکته سنجی بدانيم.
ــ هميشه می توانی خوشبختی را در درون خود بيابی؛ کافی است در تکاپوی يافتن آن باشی.
ــ تنها معنی زندگی؛ معنايی است که انسان به زندگی می دهد.
ــ زندگی گره ای نيست که در جستجوی گشودن آن باشيم؛ زندگی واقعيتی است که بايد آن را تجربه کرد.
ــ هميشه به ياد داشته باش تا به فراموشی بسپاری آنچه را که اندوهگينت می کند.
ــ هر فاجعه ای ممکن است به خوشبختی بدل شود و هر خوشبختی می تواند به فاجعه تبديل شود.
ــ دلشوره هرگز غم فردا را فرو نمی نشاند؛ فقط خون شادی را از رگ امروز بيرون می کشد.
ياسی
ــ از لباس کهنه خويش خجل مباش؛ خجل باش از انديشه کهنه خويش.
ــ مشکل بزرگ را به اجزای کوچک تفکيک کن تا حل آن آسان شود.
ــ ايده های پر توان؛ تا زمانی که به کار گرفته نشود ارزشی نخواهند داشت.
ــ می توان انتخاب کرد؛ اما نمی توان از رنج حاصل از انتخاب در امان ماند.
ــ با قلبت احساس کن؛ اما با قلبت فکر نکن.
ــ عشق ما می سازد بی آنکه من را از بين ببرد.
ــ در عشق می توانيم به جايی برسيم که گذشت و چشم پوشی را رواتر از ملامت و نکته سنجی بدانيم.
ــ هميشه می توانی خوشبختی را در درون خود بيابی؛ کافی است در تکاپوی يافتن آن باشی.
ــ تنها معنی زندگی؛ معنايی است که انسان به زندگی می دهد.
ــ زندگی گره ای نيست که در جستجوی گشودن آن باشيم؛ زندگی واقعيتی است که بايد آن را تجربه کرد.
ــ هميشه به ياد داشته باش تا به فراموشی بسپاری آنچه را که اندوهگينت می کند.
ــ هر فاجعه ای ممکن است به خوشبختی بدل شود و هر خوشبختی می تواند به فاجعه تبديل شود.
ــ دلشوره هرگز غم فردا را فرو نمی نشاند؛ فقط خون شادی را از رگ امروز بيرون می کشد.
ياسی
نویسنده : yasaman arghavan ; ساعت ۱٢:۱٠ ق.ظ روز یکشنبه ۸ خرداد ،۱۳۸٤
تگ ها :
وبلاگ ، پرشین بلاگ
ببين تنهايی ام را
می دانم؛ خسته شده ای
تو به تنديس بلورين من دلباختی
نه به اين آوای هميشه محزون محبوس در گلويم
مثل آئينه می خوانمت
می ترسی
روزها آسمان را پرستاره ببينم
می ترسی؛ بغض کنم
می ترسی؛ اشک بريزم
ببين؛ باور کن می دانم
چشم هايت در حدقه می چرخند تا مرا پيدا کنی
می دانم
پنجره را وقتی تگرگ می بارد
به خاطر من می گشايی
ببين
حتی می دانم؛ بخاطر من نفس می کشی
اما از يک پيکره چه انتظاری داری؟
لب هايم را به خنده تراشيده اند
مجبورم به همه لبخند بزنم
اين شوخی را
بر پيکرتراشان ببخش.
ياسی
تو به تنديس بلورين من دلباختی
نه به اين آوای هميشه محزون محبوس در گلويم
مثل آئينه می خوانمت
می ترسی
روزها آسمان را پرستاره ببينم
می ترسی؛ بغض کنم
می ترسی؛ اشک بريزم
ببين؛ باور کن می دانم
چشم هايت در حدقه می چرخند تا مرا پيدا کنی
می دانم
پنجره را وقتی تگرگ می بارد
به خاطر من می گشايی
ببين
حتی می دانم؛ بخاطر من نفس می کشی
اما از يک پيکره چه انتظاری داری؟
لب هايم را به خنده تراشيده اند
مجبورم به همه لبخند بزنم
اين شوخی را
بر پيکرتراشان ببخش.
ياسی
نویسنده : yasaman arghavan ; ساعت ٦:۳٢ ب.ظ روز جمعه ٦ خرداد ،۱۳۸٤
تگ ها :
وبلاگ ، پرشین بلاگ
بهار
هميشه فاصله ای خواهد بود
تا حافظه بسته بهار؛
آرام
آرام
ذهن پنجره را معنا کند
و افسوس!
حضور خستگی من؛
خارج از صبر بهار و پنجره است.
به ديدار آن اعتماد گمشده ای خواهم رفت
که مرا بگشايد؛
من پرواز خواهم کرد
و دستانت روزی
بال های سپيد صعود من خواهند بود!
می دانم!
ياسی
از دوستان خوبم امين؛ عليرضا؛ فرشيد؛ سوزان؛ آرمين به خاطر پيام های گرم و با محبتشون ممنونم.
تا حافظه بسته بهار؛
آرام
آرام
ذهن پنجره را معنا کند
و افسوس!
حضور خستگی من؛
خارج از صبر بهار و پنجره است.
به ديدار آن اعتماد گمشده ای خواهم رفت
که مرا بگشايد؛
من پرواز خواهم کرد
و دستانت روزی
بال های سپيد صعود من خواهند بود!
می دانم!
ياسی

از دوستان خوبم امين؛ عليرضا؛ فرشيد؛ سوزان؛ آرمين به خاطر پيام های گرم و با محبتشون ممنونم.
نویسنده : yasaman arghavan ; ساعت ۱:٠٦ ب.ظ روز جمعه ٦ خرداد ،۱۳۸٤
تگ ها :
وبلاگ ، پرشین بلاگ
پند زندگی
جشن بگيريد!
از اين که زنده هستيد؛
که برنده هستيد.
با آن همه بلائی که به سرتان آمده است؛ هنوز زنده هستيد؛ که هنوز احساس داريد.
که صدای پرنده ها را می شنويد.
که از بوی عطر فصول مختلف سال لذت می بريد.
که غروب آفتاب همچنان طلایی است.
که گل های رز همچنان جوانه می زند.
که می توانيد گريه کنيد.
که می توانيد به ياد بياوريد.
که هنوز در ياد ديگران هستيد.
که نسيم؛ پيغام اميد را برايتان می آورد.
که می توانی دوست داشته باشی.
که می توانند دوستت داشته باشند.
که موسيقی و هنر برای شادی تو خلق شده اند.
که می توانی ببخشی که حق با توست.
که باران می بارد و باران همه ما را می بخشد.
که انسان هستی؛ که می خواهی همچنان انسان باقی بمانی
با همه بی کمالی؛ کمال خودتان را جشن بگيريد.
صدای خنده هايتان را جشن بگيريد.
حالا و فقط زمان حال را جشن بگيريد.
هستی را جشن بگيريد.
ياسی
از اين که زنده هستيد؛
که برنده هستيد.
با آن همه بلائی که به سرتان آمده است؛ هنوز زنده هستيد؛ که هنوز احساس داريد.
که صدای پرنده ها را می شنويد.
که از بوی عطر فصول مختلف سال لذت می بريد.
که غروب آفتاب همچنان طلایی است.
که گل های رز همچنان جوانه می زند.
که می توانيد گريه کنيد.
که می توانيد به ياد بياوريد.
که هنوز در ياد ديگران هستيد.
که نسيم؛ پيغام اميد را برايتان می آورد.
که می توانی دوست داشته باشی.
که می توانند دوستت داشته باشند.
که موسيقی و هنر برای شادی تو خلق شده اند.
که می توانی ببخشی که حق با توست.
که باران می بارد و باران همه ما را می بخشد.
که انسان هستی؛ که می خواهی همچنان انسان باقی بمانی
با همه بی کمالی؛ کمال خودتان را جشن بگيريد.
صدای خنده هايتان را جشن بگيريد.
حالا و فقط زمان حال را جشن بگيريد.
هستی را جشن بگيريد.
ياسی
نویسنده : yasaman arghavan ; ساعت ۱٠:٥٤ ب.ظ روز پنجشنبه ٥ خرداد ،۱۳۸٤
تگ ها :
وبلاگ ، پرشین بلاگ
متن ارسالی(۱)
سلام يکتاترينم؛
ساده براي تو مي نويسم، ساده ي ساده، چون آب زلال چشمه مردمان با صفاي داستان هاي مادر بزرگم، در شب يلدا. همه پروانه ها و سنجاقکها اطراف حرم دلم دست بوس تو هستند و براي آمدن تو سر از پا نمي شناسند.
ديروز کفشدوزک باغچه دلم نيز احوال تو را از پرستوي عاشقي که در آسمان خيالم آشيانه دارد، جويا شد. طفلک هميشه به ياد تو و خنده هاي بي مثال توست.
اين روزها هر قطره آبي، که مي بينم، مرا به ياد تو مي اندازد. تعجب نکن نازنينم! بگذار راحتتر براي تو بگويم هر لحظه اي که اراده کنم مي توانم چهره پاک و کودکانه ترا ببينم. کافي ست به آيينه يا به آن بيد تنهاي سر به زير کنار پنجره اتاقم که چشم به آسمان دوخته است، نگاه کنم.
با وفاترينم! اجاق عاشقي اين دل ناميرا هميشه روشن است. هيزم هاي اين اجاق دلتنگي هايي روزگار مه آلود و عصر غبارآلود ماست که تمامي ندارند و انتظار رويت روز بزرگ داشت آئين مهر، مهرباني و اميّد که خورشيد از شوق ديدن آن روز انگشت به دهان مي گذارد، مي باشد.
امشب، هرشب و هر لحظه منتظرم تا صداي قدم هاي تو را از کوچه هاي روياي شب بشنوم. در زماني که تمام ثانيه هاي آن به رنگ و به بوي عشق هستند، منتظر تو هستم
(این متن توسط یکی از دوستان به اسم احمد برام ارسال شده تا در وبلاگم بگذارم در همین جا به خاطر متن زیباش و اینکه لطف کرده و زحمت کشیده و برام فرستاده تشکر می کنم.)
ياسی
ساده براي تو مي نويسم، ساده ي ساده، چون آب زلال چشمه مردمان با صفاي داستان هاي مادر بزرگم، در شب يلدا. همه پروانه ها و سنجاقکها اطراف حرم دلم دست بوس تو هستند و براي آمدن تو سر از پا نمي شناسند.
ديروز کفشدوزک باغچه دلم نيز احوال تو را از پرستوي عاشقي که در آسمان خيالم آشيانه دارد، جويا شد. طفلک هميشه به ياد تو و خنده هاي بي مثال توست.
اين روزها هر قطره آبي، که مي بينم، مرا به ياد تو مي اندازد. تعجب نکن نازنينم! بگذار راحتتر براي تو بگويم هر لحظه اي که اراده کنم مي توانم چهره پاک و کودکانه ترا ببينم. کافي ست به آيينه يا به آن بيد تنهاي سر به زير کنار پنجره اتاقم که چشم به آسمان دوخته است، نگاه کنم.
با وفاترينم! اجاق عاشقي اين دل ناميرا هميشه روشن است. هيزم هاي اين اجاق دلتنگي هايي روزگار مه آلود و عصر غبارآلود ماست که تمامي ندارند و انتظار رويت روز بزرگ داشت آئين مهر، مهرباني و اميّد که خورشيد از شوق ديدن آن روز انگشت به دهان مي گذارد، مي باشد.
امشب، هرشب و هر لحظه منتظرم تا صداي قدم هاي تو را از کوچه هاي روياي شب بشنوم. در زماني که تمام ثانيه هاي آن به رنگ و به بوي عشق هستند، منتظر تو هستم
(این متن توسط یکی از دوستان به اسم احمد برام ارسال شده تا در وبلاگم بگذارم در همین جا به خاطر متن زیباش و اینکه لطف کرده و زحمت کشیده و برام فرستاده تشکر می کنم.)
ياسی
نویسنده : yasaman arghavan ; ساعت ۱٢:۳۸ ق.ظ روز پنجشنبه ٥ خرداد ،۱۳۸٤
تگ ها :
وبلاگ ، پرشین بلاگ
وفات حضرت معصومه (س) تسليت باد
وفات حضرت معصومه (س) را به تمام شيعيان جهان تسليت می گویم.
ياسی
ياسی
نویسنده : yasaman arghavan ; ساعت ٧:۱٥ ب.ظ روز پنجشنبه ٢٩ اردیبهشت ،۱۳۸٤
تگ ها :
وبلاگ ، پرشین بلاگ
گيسو
در شبان غم تنهايی خويش؛
عابد چشم سخنگوی توام.
من در اين تاريکی؛
من در اين تيره شب جانفرسا؛
زائر ظلمت گيسوی توام.
گيسوان تو پريشانتر از انديشه من؛
گيسوان تو شب بی پايان.
جنگل عطر آلود.
شکن گيسوی تو؛
موج دريای خيال.
کاش با زورق انديشه شبی؛
از شط گيسوی مواج تو؛ من
بوسه زن بر سر هر موج گذر می کردم.
کاش بر اين شط مواج سياه؛
همه عمر سفر می کردم.
من هنوز از اثر عطر نفس های تو سرشار سرور؛
گيسوان تو در انديشه من؛
گرم رقصی موزون.
کاشکی پنجه من؛
در شب گيسوی پر پيچ تو راهی می جست.
چشم من؛ چشمه زاينده اشک؛
گونه ام بستر رود.
کاشکی همچو حبابی بر آب؛
در نگاه تو تهی می شدم از بود و نبود.
ياسی
عابد چشم سخنگوی توام.
من در اين تاريکی؛
من در اين تيره شب جانفرسا؛
زائر ظلمت گيسوی توام.
گيسوان تو پريشانتر از انديشه من؛
گيسوان تو شب بی پايان.
جنگل عطر آلود.
شکن گيسوی تو؛
موج دريای خيال.
کاش با زورق انديشه شبی؛
از شط گيسوی مواج تو؛ من
بوسه زن بر سر هر موج گذر می کردم.
کاش بر اين شط مواج سياه؛
همه عمر سفر می کردم.
من هنوز از اثر عطر نفس های تو سرشار سرور؛
گيسوان تو در انديشه من؛
گرم رقصی موزون.
کاشکی پنجه من؛
در شب گيسوی پر پيچ تو راهی می جست.
چشم من؛ چشمه زاينده اشک؛
گونه ام بستر رود.
کاشکی همچو حبابی بر آب؛
در نگاه تو تهی می شدم از بود و نبود.
ياسی
نویسنده : yasaman arghavan ; ساعت ٥:٤٥ ب.ظ روز چهارشنبه ٢۸ اردیبهشت ،۱۳۸٤
تگ ها :
وبلاگ ، پرشین بلاگ
ولادت امام حسن عسگری (ع) مبارک
ولادت حضرت امام حسن عسگری (ع) بر همه شيعيان جهان مبارک باد.
ياسی
ياسی
نویسنده : yasaman arghavan ; ساعت ۸:٥۱ ب.ظ روز سهشنبه ٢٧ اردیبهشت ،۱۳۸٤
تگ ها :
وبلاگ ، پرشین بلاگ
عطر آشتی
از سمت بوته های ياس آمده ام.
مثل هميشه پر از عطر آشتی ام.
سلامی دوباره بر لبم می لغزد
و به سوی اولين عابر لحظه ها پرتاب می شود.
همان که طنين نگاهش سکوتم را می شکند
و زير فواره واژه های عاشقانه ام
آرامشی آبی می يابد.
ياسی
مثل هميشه پر از عطر آشتی ام.
سلامی دوباره بر لبم می لغزد
و به سوی اولين عابر لحظه ها پرتاب می شود.
همان که طنين نگاهش سکوتم را می شکند
و زير فواره واژه های عاشقانه ام
آرامشی آبی می يابد.
ياسی
نویسنده : yasaman arghavan ; ساعت ٦:٤٥ ب.ظ روز دوشنبه ٢٦ اردیبهشت ،۱۳۸٤
تگ ها :
وبلاگ ، پرشین بلاگ
خط به خط
ــ چيزی را که می خواهيد با تهديد به دست بياوريد با تبسم زودتر به آن خواهيد رسيد.
ــ ميان آدم ها چيزی نيست؛ جز ديوارهايی که خود ساخته اند.
ــ مايوس نباش زيرا ممکن است آخرين کليدی که در جيب داری؛ در را باز کند.
ــ هفت بار که افتادی برای هشتمين بار برخيز.
ــ پروا مکن؛ هيچ قله ای نيست که اسير گامهای تو نشود.
ــ تصحيح نکردن اشتباه؛ خود اشتباه ديگری است.
ــ زندگی بازی است اما باید قواعد بازی را رعایت کرد.
ــ افتادن در گل و لای ننگ نیست؛ ننگ در این است که در همان جا بمانی.
ــ فکر نکن که نمی توانی؛ مطمئن باش که می توانی.
ــ زندگی به زیبایی لاله واژگون است و زیبایی لاله؛ به واژگونی آن و زیبایی زندگی به فراز و نشیب آن است.
یاسی
ــ ميان آدم ها چيزی نيست؛ جز ديوارهايی که خود ساخته اند.
ــ مايوس نباش زيرا ممکن است آخرين کليدی که در جيب داری؛ در را باز کند.
ــ هفت بار که افتادی برای هشتمين بار برخيز.
ــ پروا مکن؛ هيچ قله ای نيست که اسير گامهای تو نشود.
ــ تصحيح نکردن اشتباه؛ خود اشتباه ديگری است.
ــ زندگی بازی است اما باید قواعد بازی را رعایت کرد.
ــ افتادن در گل و لای ننگ نیست؛ ننگ در این است که در همان جا بمانی.
ــ فکر نکن که نمی توانی؛ مطمئن باش که می توانی.
ــ زندگی به زیبایی لاله واژگون است و زیبایی لاله؛ به واژگونی آن و زیبایی زندگی به فراز و نشیب آن است.
یاسی
نویسنده : yasaman arghavan ; ساعت ۱۱:٥٦ ق.ظ روز یکشنبه ٢٥ اردیبهشت ،۱۳۸٤
تگ ها :
وبلاگ ، پرشین بلاگ
روز جهانی خانواده مبارک
۲۵ ارديبهشت روز جهانی خانواده مبارک.
اميدوارم کانون خانوادتون هميشه گرم باشه.
ياسی
اميدوارم کانون خانوادتون هميشه گرم باشه.
ياسی
نویسنده : yasaman arghavan ; ساعت ۱۱:٠٠ ق.ظ روز یکشنبه ٢٥ اردیبهشت ،۱۳۸٤
تگ ها :
وبلاگ ، پرشین بلاگ
پروانه و پيله
روزی سوراخ کوچکی در يک پيله ظاهر شد. شخصی نشست و ساعت ها تقلای پروانه برای
بيرون آمدن از سوراخ کوچک پيله را تماشا کرد. آن گاه تقلای پروانه متوقف شد و به نظر رسید
که خسته شده؛ و دیگر نمی تواند به تلاشش ادامه دهد. آن شخص مصمم شد به پروانه کمک
کند و با برش قیچی سوراخ پیله را گشاد کرد. پروانه به راحتی از پیله خارج شد؛ اما جثه اش
ضعیف و بالهایش چروکیده بودند. آن شخص به تماشای پروانه ادامه داد. او انتظار داشت پر
پروانه گسترده و محکم شود و از جثه او محافظت کند. اما چنین نشد! در واقع پروانه ناچار شد
همه عمر را روی زمین بخزد و هرگز نتوانست با بالهایش پرواز کند. آن شخص مهربان نفهمید
که محدودیت پیله و تقلا برای خارج شدن از سوراخ ریز آن را خدا برای پروانه قرار داده بود؛ تا
به آن وسیله مایعی از بدنش ترشح شود و پس از خروج از پیله به او امکان پرواز دهد.
ــ گاهی اوقات در زندگی فقط به تقلا نیاز داریم.
ــ اگر خداوند مقرر می کرد بدون هیچ مشکلی زندگی کنیم؛ فلج می شدیم؛ به اندازه کافی
قوی نمی شدیم و هرگز نمی توانستیم پرواز کنیم.
ــ من نیرو خواستم و خداوند مشکلاتی سر راهم قرار داد؛ تا قوی شوم. من دانش خواستم و
خداوند مسائلی برای حل کردن به من داد.
ــ من سعادت و ترقی خواستم و خداوند به من قدرت تفکر و زور بازو داد تا کار کنم. من شهامت
خواستم و خداوند موانعی سر راهم قرار داد؛ تا آنها را از میان بردارم.
ــ من انگیزه خواستم و خداوند کسانی را به من نشان داد که نیازمند کمک بودند. من محبت
خواستم و خداوند به من فرصت داد تا به دیگران محبت کنم.
ــ من به آنچه خواستم نرسيدم اما آنچه نياز داشتم؛ به من داده شد.
ــ نترس. با مشکلات مبارزه کن و بدان که می توانی بر آنها غلبه کنی.
یاسی
بيرون آمدن از سوراخ کوچک پيله را تماشا کرد. آن گاه تقلای پروانه متوقف شد و به نظر رسید
که خسته شده؛ و دیگر نمی تواند به تلاشش ادامه دهد. آن شخص مصمم شد به پروانه کمک
کند و با برش قیچی سوراخ پیله را گشاد کرد. پروانه به راحتی از پیله خارج شد؛ اما جثه اش
ضعیف و بالهایش چروکیده بودند. آن شخص به تماشای پروانه ادامه داد. او انتظار داشت پر
پروانه گسترده و محکم شود و از جثه او محافظت کند. اما چنین نشد! در واقع پروانه ناچار شد
همه عمر را روی زمین بخزد و هرگز نتوانست با بالهایش پرواز کند. آن شخص مهربان نفهمید
که محدودیت پیله و تقلا برای خارج شدن از سوراخ ریز آن را خدا برای پروانه قرار داده بود؛ تا
به آن وسیله مایعی از بدنش ترشح شود و پس از خروج از پیله به او امکان پرواز دهد.
ــ گاهی اوقات در زندگی فقط به تقلا نیاز داریم.
ــ اگر خداوند مقرر می کرد بدون هیچ مشکلی زندگی کنیم؛ فلج می شدیم؛ به اندازه کافی
قوی نمی شدیم و هرگز نمی توانستیم پرواز کنیم.
ــ من نیرو خواستم و خداوند مشکلاتی سر راهم قرار داد؛ تا قوی شوم. من دانش خواستم و
خداوند مسائلی برای حل کردن به من داد.
ــ من سعادت و ترقی خواستم و خداوند به من قدرت تفکر و زور بازو داد تا کار کنم. من شهامت
خواستم و خداوند موانعی سر راهم قرار داد؛ تا آنها را از میان بردارم.
ــ من انگیزه خواستم و خداوند کسانی را به من نشان داد که نیازمند کمک بودند. من محبت
خواستم و خداوند به من فرصت داد تا به دیگران محبت کنم.
ــ من به آنچه خواستم نرسيدم اما آنچه نياز داشتم؛ به من داده شد.
ــ نترس. با مشکلات مبارزه کن و بدان که می توانی بر آنها غلبه کنی.
یاسی
نویسنده : yasaman arghavan ; ساعت ٤:۳۱ ب.ظ روز جمعه ٢۳ اردیبهشت ،۱۳۸٤
تگ ها :
وبلاگ ، پرشین بلاگ
چند خبر داغ(۲)
ــ ازدواج تام کروز و کتی هولمز:
تام کروز ۴۲ ساله گرانترين هنرپيشه دنيا قصد ازدواج با کتی هولمز ۲۶ ساله را دارد. گفتنی است تام کروز ژانويه ۲۰۰۴ از پنه لوپه کروز ( همسر دومش ) جدا شده است و کتی هولمز نيز از کريس کلين ( هنر پيشه آمريکن پای ) که شوهر اول او بود در فوريه گذشته جدا شده است.
ــ کيف کروز را دزديدند:
روز يکشنبه پنه لوپه کروز در حال بازگشت از خريد در يک مرکز خريد واقع در پاريس بود که ۲ نفر بر ترک موتور به او حمله کردند و ساک او را دزديدند. حالا کروز هر جا می رود ۲ بادی گارد استخدام کرده تا او را همراهی کنند.
ــ بن افلاک بزودی پدر می شود:
دوست دختر بن افلاک Jennifer Garner ستاره هاليوود که به تازگی با وی ازدواج نموده است سه ماهه حامله است. گفتنی است بن افلاک اوايل سال ۲۰۰۴ خيال ازدواج با جنيفر لوپز را داشت که نامزدی آنها ناکام ماند.
ــ کتايون رياحی در نقش زليخا:
در مجموعه تلويزيونی حضرت يوسف (ع) کتايون رياحی در نقش زليخا ايفای نقش می کند. آخرين حضور تاريخی رياحی در فيلم ملاصدرا بود. البته قبل تر از کتايون رياحی؛ مهتاب کرامتی؛ بهنوش طباطبایی؛ فاطمه گودرزی و سارا خوئینی ها کاندید نقش زلیخا بودند که از این میان قرعه به نام کتایون افتاد.
ــ دانشجوی ایرانی برنده جایزه امسال دختر تکنولوژی اطلاعاتی سال:
جایزه دختر تکنولوژی اطلاعاتی سال توسط کمپانی مایکروسافت هر ساله به زنانی اعطا می گردد که از طریق تکنولوژی ارتباطی زندگی خود و دیگر دانشجویان را تحت تاثیر قرار داده باشد. برنده امسال این جایزه سارا نجفی دختر ایرانی و دانشجوی رشته مهندسی دانشگاه سلطنتی مشهور تکنیک در استکهلم (کی تی اچ ) است همچنین او همزمان در رشته اقتصاد دانشگاه استکهلم نیز مشغول به تحصیل است و او از اعضای شبکه "نوا ۱۰۰ " در سوئد نیز است که شبکه دانشجویان نخبه سوئد محسوب می گردد.
یاسی
تام کروز ۴۲ ساله گرانترين هنرپيشه دنيا قصد ازدواج با کتی هولمز ۲۶ ساله را دارد. گفتنی است تام کروز ژانويه ۲۰۰۴ از پنه لوپه کروز ( همسر دومش ) جدا شده است و کتی هولمز نيز از کريس کلين ( هنر پيشه آمريکن پای ) که شوهر اول او بود در فوريه گذشته جدا شده است.
ــ کيف کروز را دزديدند:
روز يکشنبه پنه لوپه کروز در حال بازگشت از خريد در يک مرکز خريد واقع در پاريس بود که ۲ نفر بر ترک موتور به او حمله کردند و ساک او را دزديدند. حالا کروز هر جا می رود ۲ بادی گارد استخدام کرده تا او را همراهی کنند.
ــ بن افلاک بزودی پدر می شود:
دوست دختر بن افلاک Jennifer Garner ستاره هاليوود که به تازگی با وی ازدواج نموده است سه ماهه حامله است. گفتنی است بن افلاک اوايل سال ۲۰۰۴ خيال ازدواج با جنيفر لوپز را داشت که نامزدی آنها ناکام ماند.
ــ کتايون رياحی در نقش زليخا:
در مجموعه تلويزيونی حضرت يوسف (ع) کتايون رياحی در نقش زليخا ايفای نقش می کند. آخرين حضور تاريخی رياحی در فيلم ملاصدرا بود. البته قبل تر از کتايون رياحی؛ مهتاب کرامتی؛ بهنوش طباطبایی؛ فاطمه گودرزی و سارا خوئینی ها کاندید نقش زلیخا بودند که از این میان قرعه به نام کتایون افتاد.
ــ دانشجوی ایرانی برنده جایزه امسال دختر تکنولوژی اطلاعاتی سال:
جایزه دختر تکنولوژی اطلاعاتی سال توسط کمپانی مایکروسافت هر ساله به زنانی اعطا می گردد که از طریق تکنولوژی ارتباطی زندگی خود و دیگر دانشجویان را تحت تاثیر قرار داده باشد. برنده امسال این جایزه سارا نجفی دختر ایرانی و دانشجوی رشته مهندسی دانشگاه سلطنتی مشهور تکنیک در استکهلم (کی تی اچ ) است همچنین او همزمان در رشته اقتصاد دانشگاه استکهلم نیز مشغول به تحصیل است و او از اعضای شبکه "نوا ۱۰۰ " در سوئد نیز است که شبکه دانشجویان نخبه سوئد محسوب می گردد.
یاسی
نویسنده : yasaman arghavan ; ساعت ۱:٠٤ ق.ظ روز جمعه ٢۳ اردیبهشت ،۱۳۸٤
تگ ها :
وبلاگ ، پرشین بلاگ
آرزوی محال
آرزوی محال
پيرمردی عصازنان می رفت و
به هر گام
يک تمنا داشت
قدمی پيشتر
توان نهادن کاش.
باور
به اين باور رسيده ام
که اگر در تو غروب کنم تنها در تو؛
بخت طلوعی دوباره خواهم داشت
طلوعی ديگرتر از طلوع خورشيد
طلوعی در تو که اميدوارم می کند به شکفتن ياس های بنفش در بهار.
می نويسم تا.....
آنکه بيشترين لطمه را می بيند؛ هرگز نمی گريد
به حرمت آن چه که برايش در خود شکسته است
حتی تبسم تلخی؛ لبانش را آلوده نمی کند.
ياسی
پيرمردی عصازنان می رفت و
به هر گام
يک تمنا داشت
قدمی پيشتر
توان نهادن کاش.
باور
به اين باور رسيده ام
که اگر در تو غروب کنم تنها در تو؛
بخت طلوعی دوباره خواهم داشت
طلوعی ديگرتر از طلوع خورشيد
طلوعی در تو که اميدوارم می کند به شکفتن ياس های بنفش در بهار.
می نويسم تا.....
آنکه بيشترين لطمه را می بيند؛ هرگز نمی گريد
به حرمت آن چه که برايش در خود شکسته است
حتی تبسم تلخی؛ لبانش را آلوده نمی کند.
ياسی
نویسنده : yasaman arghavan ; ساعت ۱:٤٢ ب.ظ روز یکشنبه ۱۸ اردیبهشت ،۱۳۸٤
تگ ها :
وبلاگ ، پرشین بلاگ
نگو يادت نيست!
نمی دانم؛ دلتنگ باران بی امان باشم
يا ناماندگاری آن همه علاقه روشن!
می دانم؛ به گمانت؛
اول قصه ما؛ حادثه ساز علاقه نبود؛
که در پايان ستاره اش ابر بارور گريستن باشی.
اما من از همان نگاه بی امان تو
پی به نزديکی باران چشم هايت بردم؛
نگو يادت نيست!
ياسی
يا ناماندگاری آن همه علاقه روشن!
می دانم؛ به گمانت؛
اول قصه ما؛ حادثه ساز علاقه نبود؛
که در پايان ستاره اش ابر بارور گريستن باشی.
اما من از همان نگاه بی امان تو
پی به نزديکی باران چشم هايت بردم؛
نگو يادت نيست!
ياسی
نویسنده : yasaman arghavan ; ساعت ٧:٠٤ ب.ظ روز پنجشنبه ۱٥ اردیبهشت ،۱۳۸٤
تگ ها :
وبلاگ ، پرشین بلاگ
داستانک: ماموريت
"دستگاه مشترک مورد نظر خاموش می باشد."
گوشی را گذاشت. برای اولين بار بود که شوهرش به ماموريت می رفت؛ آنهم ماموريت يک روزه.
ــ ببين عزيزم! دوست دارم اين يه روز رو بری خونه مامانت اينا بمونی تا خيال منم راحت باشه. وقتی برگشتم؛ تماس می گيرم که بيای خونه.
او هم قبول کرده بود. حالا صبح روز دوم بود. ولی تماسی گرفته نشده بود. نگاه پر از بی خيالی پدر و مادرش او را کلافه تر می کرد.
ــ می خوام برم خونه.
ــ چه خوب! ما هم ميايم!
به خانه رسيدند. در را باز کرد. وارد شدند. لامپ هال را روشن کرد.
ــ وای خدای بزرگ!
شوهرش آنجا بود.
ــ ببخشيد ماموريتم يکی دو ساعت بيشتر از يک روز طول کشيد. دست تنها بودم و کارا هم زياد بود.
خانه پر بود از لامپ های رنگی؛ فشفشه و ..... يک کيک بزرگ و سه کادو.
هر سه نفر يکصدا گفتند:
تولدت مبارک!



ياسی
گوشی را گذاشت. برای اولين بار بود که شوهرش به ماموريت می رفت؛ آنهم ماموريت يک روزه.
ــ ببين عزيزم! دوست دارم اين يه روز رو بری خونه مامانت اينا بمونی تا خيال منم راحت باشه. وقتی برگشتم؛ تماس می گيرم که بيای خونه.
او هم قبول کرده بود. حالا صبح روز دوم بود. ولی تماسی گرفته نشده بود. نگاه پر از بی خيالی پدر و مادرش او را کلافه تر می کرد.
ــ می خوام برم خونه.
ــ چه خوب! ما هم ميايم!
به خانه رسيدند. در را باز کرد. وارد شدند. لامپ هال را روشن کرد.
ــ وای خدای بزرگ!
شوهرش آنجا بود.
ــ ببخشيد ماموريتم يکی دو ساعت بيشتر از يک روز طول کشيد. دست تنها بودم و کارا هم زياد بود.
خانه پر بود از لامپ های رنگی؛ فشفشه و ..... يک کيک بزرگ و سه کادو.
هر سه نفر يکصدا گفتند:
تولدت مبارک!




ياسی
نویسنده : yasaman arghavan ; ساعت ٢:٠۸ ق.ظ روز پنجشنبه ۱٥ اردیبهشت ،۱۳۸٤
تگ ها :
وبلاگ ، پرشین بلاگ
روز جهانی ماما مبارک
روز جهانی ماما را به اولين در آغوش گيرنده های غنچه های باغ زندگی تبريک می گم.
روز جهانی ماما مبارک باد.
دوستتون دارم
ياسی
روز جهانی ماما مبارک باد.
دوستتون دارم
ياسی
نویسنده : yasaman arghavan ; ساعت ۱:٢٠ ق.ظ روز پنجشنبه ۱٥ اردیبهشت ،۱۳۸٤
تگ ها :
وبلاگ ، پرشین بلاگ
مادر
مادرم قربون دستای عزیزت
مادرم فدای اسم نازنينت
تو نباشی مادرم دنيا چه پوچه
جای موندن نداره لحظه کوچ
مثل خورشيدی به آسمون عمرم که اگه غروب کنی منم می ميرم.
تو فقط اشاره کن ببين واسه ی تو حاضرم مرگ و توی بغل بگيرم.
مهربون تر از تو؛ هیچکسی نبوده شعله وجود من بی تو یه دوده.
قیمت بودنمو عمرت گذاشتی کی بجز تو لالایی هامو سروده.
مادرم مرحم دردم الهی دورت بگردم
تو فقط شریک اشکام؛ بغض و اخم و رنج و خندم
سایت از سرم نشه کم به خدا بی تو می میرم
واسه من تویی پروبال بمونی هزار هزار سال بمونی هزار هزار هزار .......... سال
مادرم قربون دستای عزیزت
مادرم فدای اسم نازنینت
اینو تقدیم می کنم به مامان خوب ومهربونم و همه مادرا.
مامان خوبم همیشه دوستت دارم و قدر زحماتتو می دونم و این رو هم می دونم که هیچ وقت نمی تونم جبران کنم ولی سعیمو می کنم.
یاسی
مادرم فدای اسم نازنينت
تو نباشی مادرم دنيا چه پوچه
جای موندن نداره لحظه کوچ
مثل خورشيدی به آسمون عمرم که اگه غروب کنی منم می ميرم.
تو فقط اشاره کن ببين واسه ی تو حاضرم مرگ و توی بغل بگيرم.
مهربون تر از تو؛ هیچکسی نبوده شعله وجود من بی تو یه دوده.
قیمت بودنمو عمرت گذاشتی کی بجز تو لالایی هامو سروده.
مادرم مرحم دردم الهی دورت بگردم
تو فقط شریک اشکام؛ بغض و اخم و رنج و خندم
سایت از سرم نشه کم به خدا بی تو می میرم
واسه من تویی پروبال بمونی هزار هزار سال بمونی هزار هزار هزار .......... سال
مادرم قربون دستای عزیزت
مادرم فدای اسم نازنینت
اینو تقدیم می کنم به مامان خوب ومهربونم و همه مادرا.
مامان خوبم همیشه دوستت دارم و قدر زحماتتو می دونم و این رو هم می دونم که هیچ وقت نمی تونم جبران کنم ولی سعیمو می کنم.
یاسی
نویسنده : yasaman arghavan ; ساعت ٢:٤٤ ق.ظ روز چهارشنبه ۱٤ اردیبهشت ،۱۳۸٤
تگ ها :
وبلاگ ، پرشین بلاگ
آرامش
ــ ديدم که می جوند ديوار اعتماد مرا موريانه ها.
اينک من آن عمارت از پای بست ويرانم.
آيا دوباره باز نخواهی گشت؟
نمی دانم!
ــ رنجوری ترا باور نمی کنم
ای پيش مرگ تو همه رخشنده اختران؛
تو مرگ آفتاب درخشان و پاک را؛
باور مکن؛
که ابر ملالی اگر تراست؛
چونان غروب سرد غم انگيز بگذرد.
دردی اگر به جان تو بنشست؛
اين نيز بگذرد.
ــ ای آيه مکرر آرامش؛ می خواهمت هنوز.
آری؛ هنوز هم؛ دریای آرزو؛
در سینه شکسته من موج می زند.
ای یار خوبرو راهی به دل بجو!
یاسی
اينک من آن عمارت از پای بست ويرانم.
آيا دوباره باز نخواهی گشت؟
نمی دانم!
ــ رنجوری ترا باور نمی کنم
ای پيش مرگ تو همه رخشنده اختران؛
تو مرگ آفتاب درخشان و پاک را؛
باور مکن؛
که ابر ملالی اگر تراست؛
چونان غروب سرد غم انگيز بگذرد.
دردی اگر به جان تو بنشست؛
اين نيز بگذرد.
ــ ای آيه مکرر آرامش؛ می خواهمت هنوز.
آری؛ هنوز هم؛ دریای آرزو؛
در سینه شکسته من موج می زند.
ای یار خوبرو راهی به دل بجو!
یاسی
نویسنده : yasaman arghavan ; ساعت ٧:٢٤ ب.ظ روز سهشنبه ۱۳ اردیبهشت ،۱۳۸٤
تگ ها :
وبلاگ ، پرشین بلاگ
دوستت دارم
ترا بی هر يقينی و گمانی دوست می دارم
ترا در هر زمينی و زمانی دوست می دارم
ترا در باور انديشه های ارغوانی ام
بر اين باور بمانی يا نمانی دوست می دارم
به تو مثل پريان زمينی عشق می ورزم
ترا مثل خداي آسمانی دوست می دارم
ترا با قد و بالای هلالی ناز می بينم
ترا با چشم و ابروی کمانی دوست می دارم
ترا در بدترين لحظه هايم ياد می آرم
ترا در بی کسی و بی امانی دوست می دارم.
ياسی
ترا در هر زمينی و زمانی دوست می دارم
ترا در باور انديشه های ارغوانی ام
بر اين باور بمانی يا نمانی دوست می دارم
به تو مثل پريان زمينی عشق می ورزم
ترا مثل خداي آسمانی دوست می دارم
ترا با قد و بالای هلالی ناز می بينم
ترا با چشم و ابروی کمانی دوست می دارم
ترا در بدترين لحظه هايم ياد می آرم
ترا در بی کسی و بی امانی دوست می دارم.
ياسی
نویسنده : yasaman arghavan ; ساعت ٢:٠٧ ق.ظ روز سهشنبه ۱۳ اردیبهشت ،۱۳۸٤
تگ ها :
وبلاگ ، پرشین بلاگ
روز معلم مبارک
روز معلم رو به همه معلمان تبريک می گم.
خواهر عزيز خودمم دبير ادبيات و من اينجا روز معلم رو بهش تبريک ميگم و براش آرزوی سلامتی و موفقيت می کنم. واقعا شغل مقدسی داری وقتی به اين فکر می کنم که در اين چند سال به چندين نفر خدمت کردی باورم می شه که شغلت با کار پيامبران مقايسه بشه نه تنها من بلکه تمام کسانی که تو رو به عنوان معلمشون ميشناسن برات آرزوی خوشبختی می کنيم هر چند که اجر کار تو نزد خدا محفوظ است.
راستی من از طرف مهتاب دختر کوچولو و مهربونت هم روزت رو بهت تبريک می گم.
و يک معلم ديگه که خيلی دوست دارم اين روز قشنگ رو بهش تبريک بگم معلم کلاس اول خودمه خانم محمودی عزيز که هيچ وقت فراموشش نمی کنم و هميشه دوستش دارم و زحماتی که برام کشيده رو هميشه به ياد دارم.
و یک معلم دیگه که درس زندگی و صبر و گذشت بهم داده مادرمه این روز رو باید به مادر خوبم هم تبریک بگم از همین جا دستان گرم و مهربانت رو می بوسم و برات آرزوی سلامتی می کنم و همیشه دوستت دارم.
و در آخر روز معلم مبارک.
ياسی
خواهر عزيز خودمم دبير ادبيات و من اينجا روز معلم رو بهش تبريک ميگم و براش آرزوی سلامتی و موفقيت می کنم. واقعا شغل مقدسی داری وقتی به اين فکر می کنم که در اين چند سال به چندين نفر خدمت کردی باورم می شه که شغلت با کار پيامبران مقايسه بشه نه تنها من بلکه تمام کسانی که تو رو به عنوان معلمشون ميشناسن برات آرزوی خوشبختی می کنيم هر چند که اجر کار تو نزد خدا محفوظ است.
راستی من از طرف مهتاب دختر کوچولو و مهربونت هم روزت رو بهت تبريک می گم.
و يک معلم ديگه که خيلی دوست دارم اين روز قشنگ رو بهش تبريک بگم معلم کلاس اول خودمه خانم محمودی عزيز که هيچ وقت فراموشش نمی کنم و هميشه دوستش دارم و زحماتی که برام کشيده رو هميشه به ياد دارم.
و یک معلم دیگه که درس زندگی و صبر و گذشت بهم داده مادرمه این روز رو باید به مادر خوبم هم تبریک بگم از همین جا دستان گرم و مهربانت رو می بوسم و برات آرزوی سلامتی می کنم و همیشه دوستت دارم.
و در آخر روز معلم مبارک.
ياسی
نویسنده : yasaman arghavan ; ساعت ٢:۳٦ ق.ظ روز دوشنبه ۱٢ اردیبهشت ،۱۳۸٤
تگ ها :
وبلاگ ، پرشین بلاگ
حرف های دل
ــ اگه چشمت پرسيد بگو نديدمش؛ اگه گوشت پرسيد بگو نشنيدمش؛ اگه دستت لرزيد بگو مال سرماست؛ اگه پات سست شد بگو مال ضعفه؛ ولی اگه دلت ريخت به خودت دروغ نگو.
ــ تجربه بی رحم ترين معلمه چون اول امتحان می گيره بعد درس ميده.
ــ يه نفر يه جايی تموم روياش لبخند توست و زمانی که به تو فکر می کنه احساس می کنه زندگی واقعا با ارزشه پس هرگاه احساس تنهايی کردی اين حقيقت رو به خاطر داشته باش: يه نفر يه جايی در حال فکر کردن به توست.
ــ به کسی عشق بورز که لايق عشق باشه نه تشنه عشق چون تشنه عشق روزی سيراب می شه.
ــ يادت باشه که هيچ کس بيشتر از اونی که می گه خوشبختم خوشبخت نيست.
ــ روزی ۲ نفر از پنجره به بيرون نگاه می انداختند يکی به زمين گل آلود و ديگری به آسمان آبی.
ــ بدترين شکل دلتنگی برای کسی؛ آن است که در کنار او باشی و بدانی که هرگز به او نخواهی رسيد.
ــ اگر نمی توانی بلوطی بر فراز تپه ای باشی بوته ای در دامنه ای باش ولی بهترين بوته ای باش که در کناره راه می رويد. اگر نمی توانی نهنگ باشی فقط يک ماهی کوچک باش ولی بازيگوش ترين ماهی درياچه. اگر نمی توانی خورشيد باشی ستاره باش. با بردن و باختن اندازه ات نمی گيرند هر آنچه که هستی بهترينش باش.
ــ دستم بوی گل می داد مرا به جرم گل چيدن محکوم کردند اما هيچ کس فکر نکرد که شايد من يه گل کاشته باشم.
ــ مبارزه هر قدر صعب؛ صعود را ادامه بده شايد قله تنها در يک قدمی تو باشد.
ياسی
ــ تجربه بی رحم ترين معلمه چون اول امتحان می گيره بعد درس ميده.
ــ يه نفر يه جايی تموم روياش لبخند توست و زمانی که به تو فکر می کنه احساس می کنه زندگی واقعا با ارزشه پس هرگاه احساس تنهايی کردی اين حقيقت رو به خاطر داشته باش: يه نفر يه جايی در حال فکر کردن به توست.
ــ به کسی عشق بورز که لايق عشق باشه نه تشنه عشق چون تشنه عشق روزی سيراب می شه.
ــ يادت باشه که هيچ کس بيشتر از اونی که می گه خوشبختم خوشبخت نيست.
ــ روزی ۲ نفر از پنجره به بيرون نگاه می انداختند يکی به زمين گل آلود و ديگری به آسمان آبی.
ــ بدترين شکل دلتنگی برای کسی؛ آن است که در کنار او باشی و بدانی که هرگز به او نخواهی رسيد.
ــ اگر نمی توانی بلوطی بر فراز تپه ای باشی بوته ای در دامنه ای باش ولی بهترين بوته ای باش که در کناره راه می رويد. اگر نمی توانی نهنگ باشی فقط يک ماهی کوچک باش ولی بازيگوش ترين ماهی درياچه. اگر نمی توانی خورشيد باشی ستاره باش. با بردن و باختن اندازه ات نمی گيرند هر آنچه که هستی بهترينش باش.
ــ دستم بوی گل می داد مرا به جرم گل چيدن محکوم کردند اما هيچ کس فکر نکرد که شايد من يه گل کاشته باشم.
ــ مبارزه هر قدر صعب؛ صعود را ادامه بده شايد قله تنها در يک قدمی تو باشد.
ياسی
نویسنده : yasaman arghavan ; ساعت ۱٠:۱۱ ب.ظ روز یکشنبه ۱۱ اردیبهشت ،۱۳۸٤
تگ ها :
وبلاگ ، پرشین بلاگ
۱۰ فرمان
۱ــ کارها را نيمه تمام نگذاريد.
۲ــ نگرانی هايتان را با ديگران در ميان بگذاريد.
۳ــ قسمتی از کارها را به ديگران واگذاريد.
۴ــ با پدر و مادر خود صحبت کنيد.
۵ــ هر وقت که لازم می دانيد؛ رودربايستی را کنار بگذاريد و پاسخ منفی بدهيد.
۶ــ در اداره ضرب الاجل انجام کارها را جا به جا کنید.
۷ــ از پند و اندرز دیگران بهره بگیرید.
۸ــ با خودتان با ملایمت رفتار کنید.
۹ــ همیشه واقعیت را بگویید.
۱۰ــ خطاها را ببخشید و به حرکتتان به جلو ادامه دهید.
یاسی
۲ــ نگرانی هايتان را با ديگران در ميان بگذاريد.
۳ــ قسمتی از کارها را به ديگران واگذاريد.
۴ــ با پدر و مادر خود صحبت کنيد.
۵ــ هر وقت که لازم می دانيد؛ رودربايستی را کنار بگذاريد و پاسخ منفی بدهيد.
۶ــ در اداره ضرب الاجل انجام کارها را جا به جا کنید.
۷ــ از پند و اندرز دیگران بهره بگیرید.
۸ــ با خودتان با ملایمت رفتار کنید.
۹ــ همیشه واقعیت را بگویید.
۱۰ــ خطاها را ببخشید و به حرکتتان به جلو ادامه دهید.
یاسی
نویسنده : yasaman arghavan ; ساعت ٢:٤٢ ب.ظ روز یکشنبه ۱۱ اردیبهشت ،۱۳۸٤
تگ ها :
وبلاگ ، پرشین بلاگ
روز جهانی کار و کارگر مبارک
يکشنبه ۱۱ ارديبهشت روز جهانی کار و کارگر مبارک.
دوستتون دارم
ياسی
دوستتون دارم
ياسی
نویسنده : yasaman arghavan ; ساعت ٢:٥۱ ق.ظ روز یکشنبه ۱۱ اردیبهشت ،۱۳۸٤
تگ ها :
وبلاگ ، پرشین بلاگ
خدا را شکر می کنم
ــ خدا را شکر می کنم که تمام شب صدای خرخر شوهرم را می شنوم. اين يعنی او زنده و سالم در کنار من خوابيده است.
ــ خدا را شکر که دختر نوجوانم هميشه از شستن ظرف ها شاکی است. اين يعنی او در خانه است و در خيابان ها پرسه نمی زند.
ــ خدا را شکر که بايد ريخت و پاش های بعد از مهمانی را جمع کنم. اين يعنی در ميان دوستانم بوده ام.
ــ خدا را شکر که در پايان روز از خستگی از پا می افتم. اين يعنی توان سخت کار کردن را دارم.
ــ خدا را شکر که بايد زمين را بشويم و پنجره ها را تميز کنم. اين يعنی خانه ای دارم.
ــ خدا را شکر که هر روز صبح زود بايد با زنگ ساعت بيدار شوم. اين يعنی من هنوز زنده ام.
ــ خدا را شکر که خريد هدايای سال نو جيبم را خالی می کند. اين يعنی عزيزانی دارم که می توانم برايشان هديه بخرم.
(از کتاب خدا را شکر ميکنم که به سفارش واحد پوشاک هاکوپيان منتشر گرديده.)
ياسی
ــ خدا را شکر که دختر نوجوانم هميشه از شستن ظرف ها شاکی است. اين يعنی او در خانه است و در خيابان ها پرسه نمی زند.
ــ خدا را شکر که بايد ريخت و پاش های بعد از مهمانی را جمع کنم. اين يعنی در ميان دوستانم بوده ام.
ــ خدا را شکر که در پايان روز از خستگی از پا می افتم. اين يعنی توان سخت کار کردن را دارم.
ــ خدا را شکر که بايد زمين را بشويم و پنجره ها را تميز کنم. اين يعنی خانه ای دارم.
ــ خدا را شکر که هر روز صبح زود بايد با زنگ ساعت بيدار شوم. اين يعنی من هنوز زنده ام.
ــ خدا را شکر که خريد هدايای سال نو جيبم را خالی می کند. اين يعنی عزيزانی دارم که می توانم برايشان هديه بخرم.
(از کتاب خدا را شکر ميکنم که به سفارش واحد پوشاک هاکوپيان منتشر گرديده.)
ياسی
نویسنده : yasaman arghavan ; ساعت ٢:۱٩ ق.ظ روز یکشنبه ۱۱ اردیبهشت ،۱۳۸٤
تگ ها :
وبلاگ ، پرشین بلاگ
چند خبر داغ(۱)
ــ بريتنی اسپرز بطور رسمی اعلام کرد که حامله است:
او بهمراه کوين شوهرش منتظر به دنيا آمدن اولين فرزندشان می باشند.
ــ Maray و Kate ashley هم به عنوان پولدارترين تينيجرها شناخته شدن.
ــ آيا دلتا جنيفر لوپز جديد است؟
شرکت سونی تصميم گرفته است دلتا گودرم؛ خواننده استراليايی را به عنوان جنيفر لوپز جوانتر روانه امريکا سازد.
ــ خالق وبلاگ کيست؟
خانم مگ هوريهان ۳۲ ساله سازنده وبلاگ است او با ايجاد وبلاگ توانست يک لغت به زبان انگليسی( بلاگ هم به صورت فعل استفاده ميشود و هم به صورت اسم) اضافه کند و جايزه مخترعان جوان از مجله مشهور Technology Review و Mit را دريافت کند.
ــ پاپ جديد هم انتخاب شد:
اسمش کاردينال بنه ديک راتزينگر است از آلمان. بنه ديک ها هميشه سمبل پايان دادن به تفرقه و آشفتگی بوده اند. پاپ جديد طرفدار ايده های امريکايی ـ آزادی مذهبی ـ و مخالف اقتصاد مارکسيستی است و نزديکترين دوست و همکار پاپ قبلی در ۲۵ سال اخير بوده است.
دوستتون دارم
ياسی
او بهمراه کوين شوهرش منتظر به دنيا آمدن اولين فرزندشان می باشند.
ــ Maray و Kate ashley هم به عنوان پولدارترين تينيجرها شناخته شدن.
ــ آيا دلتا جنيفر لوپز جديد است؟
شرکت سونی تصميم گرفته است دلتا گودرم؛ خواننده استراليايی را به عنوان جنيفر لوپز جوانتر روانه امريکا سازد.
ــ خالق وبلاگ کيست؟
خانم مگ هوريهان ۳۲ ساله سازنده وبلاگ است او با ايجاد وبلاگ توانست يک لغت به زبان انگليسی( بلاگ هم به صورت فعل استفاده ميشود و هم به صورت اسم) اضافه کند و جايزه مخترعان جوان از مجله مشهور Technology Review و Mit را دريافت کند.
ــ پاپ جديد هم انتخاب شد:
اسمش کاردينال بنه ديک راتزينگر است از آلمان. بنه ديک ها هميشه سمبل پايان دادن به تفرقه و آشفتگی بوده اند. پاپ جديد طرفدار ايده های امريکايی ـ آزادی مذهبی ـ و مخالف اقتصاد مارکسيستی است و نزديکترين دوست و همکار پاپ قبلی در ۲۵ سال اخير بوده است.
دوستتون دارم
ياسی
نویسنده : yasaman arghavan ; ساعت ٢:٢٩ ق.ظ روز شنبه ۱٠ اردیبهشت ،۱۳۸٤
تگ ها :
وبلاگ ، پرشین بلاگ
پناه سايه
خيس ميشوم از باران تکلم تو
دستانم کوچک شده اند آنقدر
که چشمهايم را هم نمی توانند بپوشانند مجبورم
چتر سکوت را بالای سرم باز کنم و در خيابان بدوم
هيچ کجا سرپناهی نيست اما.....
آن طرف خيابان؛ انگار يک بغل سيمان از ديوار رسته
در پناهش می ايستم و تا آخر دنيا
خيس نمی شوم از رگبار تبسم تو
و آنقدر پای اين پناهگاه گريه می کنم
تا برای همه آدم ها جا داشته باشد
برای همه حتی برای تو
تا از نم باران نگاه عاشقانه من
در آن پناه بگيری.
(از کتاب سودابه شيروانيان)
(اين کتاب رو دوست عزيزم مريم(باران) ــ غ بهم هديه داد البته الان مدتيه که ناخواسته از هم دور افتاديم ولی هميشه دوستش دارم و به يادش هستم يکی از بهترين دوستام بود و از همه مهمتر محرم اسرارم.)
دوستتون دارم
ياسی
دستانم کوچک شده اند آنقدر
که چشمهايم را هم نمی توانند بپوشانند مجبورم
چتر سکوت را بالای سرم باز کنم و در خيابان بدوم
هيچ کجا سرپناهی نيست اما.....
آن طرف خيابان؛ انگار يک بغل سيمان از ديوار رسته
در پناهش می ايستم و تا آخر دنيا
خيس نمی شوم از رگبار تبسم تو
و آنقدر پای اين پناهگاه گريه می کنم
تا برای همه آدم ها جا داشته باشد
برای همه حتی برای تو
تا از نم باران نگاه عاشقانه من
در آن پناه بگيری.
(از کتاب سودابه شيروانيان)
(اين کتاب رو دوست عزيزم مريم(باران) ــ غ بهم هديه داد البته الان مدتيه که ناخواسته از هم دور افتاديم ولی هميشه دوستش دارم و به يادش هستم يکی از بهترين دوستام بود و از همه مهمتر محرم اسرارم.)
دوستتون دارم
ياسی
نویسنده : yasaman arghavan ; ساعت ۱:٠٢ ق.ظ روز شنبه ۱٠ اردیبهشت ،۱۳۸٤
تگ ها :
وبلاگ ، پرشین بلاگ
نامه ای دير نوشته
کودکی بود و عشق تو؛ جوانی شد و عشق تو
از تو برای تو نوشتم و اين تماميت زندگی ام را
در برگرفت.
گفتی: زندگی راهی است؛ که بی عشق نتوان پيمود!
و من اين بار می نويسم: زندگی من؛ راهی است
که بی تو سرانجامش نيست!
حالا دوباره می نويسم؛ در اين همه صدا؛
ترانه عمر مرا تو بخوان
ـــ فقط تو بخوان ــــ
و تنها؛
تو به من بگو دوستت دارم
و من دوستت دارم .....
(از کتاب آزاده بخشی)
(این کتاب رو دوست عزیزم سارا ــ ع بهم هدیه داد دوستی که وقتی دلم میگیره به دادم میرسه وقتی مشکلی دارم کمکم میکنه. خیلی دوستت دارم.)
دوستتون دارم
ياسی
از تو برای تو نوشتم و اين تماميت زندگی ام را
در برگرفت.
گفتی: زندگی راهی است؛ که بی عشق نتوان پيمود!
و من اين بار می نويسم: زندگی من؛ راهی است
که بی تو سرانجامش نيست!
حالا دوباره می نويسم؛ در اين همه صدا؛
ترانه عمر مرا تو بخوان
ـــ فقط تو بخوان ــــ
و تنها؛
تو به من بگو دوستت دارم
و من دوستت دارم .....
(از کتاب آزاده بخشی)
(این کتاب رو دوست عزیزم سارا ــ ع بهم هدیه داد دوستی که وقتی دلم میگیره به دادم میرسه وقتی مشکلی دارم کمکم میکنه. خیلی دوستت دارم.)
دوستتون دارم
ياسی
نویسنده : yasaman arghavan ; ساعت ٧:٢٦ ب.ظ روز جمعه ٩ اردیبهشت ،۱۳۸٤
تگ ها :
وبلاگ ، پرشین بلاگ
درآمد
تو به من خنديدی و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدم.
باغبان از پی من تند دويد سيب را دست تو ديد
غضب آلوده به من کرد نگاه
سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز؛ سالهاست که در گوش من آرام؛
آرام
خش خش گام تو تکرارکنان؛ می دهد آزارم
و من انديشه کنان غرق اين پندارم؛
که چرا؛
خانه کوچک ما
سيب نداشت.
(از منظومه آبی؛ خاکستری؛ سياه ـ حميد مصدق)
دوستتون دارم
ياسی
من به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدم.
باغبان از پی من تند دويد سيب را دست تو ديد
غضب آلوده به من کرد نگاه
سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز؛ سالهاست که در گوش من آرام؛
آرام
خش خش گام تو تکرارکنان؛ می دهد آزارم
و من انديشه کنان غرق اين پندارم؛
که چرا؛
خانه کوچک ما
سيب نداشت.
(از منظومه آبی؛ خاکستری؛ سياه ـ حميد مصدق)
دوستتون دارم
ياسی
نویسنده : yasaman arghavan ; ساعت ٦:۱٢ ب.ظ روز جمعه ٩ اردیبهشت ،۱۳۸٤
تگ ها :
وبلاگ ، پرشین بلاگ
عاشقانه (۱)
سکوتش حرفها با من داشت.
نگاهش باران واژه های عاشقانه بود.
در پلک به هم زدنی
مرا به معصوميت نرگس مومن ساخت.
اگر شب بودم
تمام ستاره هايم را به پايش می ريختم.
(از کتاب بهروز معماريان)
(این کتاب یک هدیه و یادگاری ارزشمنده که خیلی برام عزیزه)
دوستتون دارم.
ياسی
نگاهش باران واژه های عاشقانه بود.
در پلک به هم زدنی
مرا به معصوميت نرگس مومن ساخت.
اگر شب بودم
تمام ستاره هايم را به پايش می ريختم.
(از کتاب بهروز معماريان)
(این کتاب یک هدیه و یادگاری ارزشمنده که خیلی برام عزیزه)
دوستتون دارم.
ياسی
نویسنده : yasaman arghavan ; ساعت ٢:۱٧ ق.ظ روز جمعه ٩ اردیبهشت ،۱۳۸٤
تگ ها :
وبلاگ ، پرشین بلاگ
تقديم به کسی که الفبای عاشقی را به من آموخت.
کسی نيست؛ بيا زندگی را بدزديم؛ آن وقت
میان دو دیدار قسمت کنیم.
بیا با هم از حالت سنگ چیزی بفهمیم.
بیا زودتر چیزها را ببینیم.
ببین؛ عقربک های فواره در صفحه ساعت حوض
زمان را به گردی بدل می کنند.
بیا آب شو مثل یک واژه در سطر خاموشی ام.
بیا ذوب کن در کف دست من جرم نورانی عشق را.
مرا گرم کن.
(سهراب سپهری)
آرزوی بهترين ها رو براتون دارم
میان دو دیدار قسمت کنیم.
بیا با هم از حالت سنگ چیزی بفهمیم.
بیا زودتر چیزها را ببینیم.
ببین؛ عقربک های فواره در صفحه ساعت حوض
زمان را به گردی بدل می کنند.
بیا آب شو مثل یک واژه در سطر خاموشی ام.
بیا ذوب کن در کف دست من جرم نورانی عشق را.
مرا گرم کن.
(سهراب سپهری)
آرزوی بهترين ها رو براتون دارم
نویسنده : yasaman arghavan ; ساعت ۱٠:٤٧ ب.ظ روز پنجشنبه ۸ اردیبهشت ،۱۳۸٤
تگ ها :
وبلاگ ، پرشین بلاگ
آشنايی
در ابعاد اين عصر خاموش من از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه تنهاترم
بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است.
سلام به همه دوستانی که به وبلاگ من اومدن من از امروز شروع کردم و می خوام با کمک شما آرشیوی از بهترین مطالب در این وبلاگ داشته باشم. پس ازتون می خوام که همراهم باشید و با نظراتتون منو یاری بدید.
راستی خودمو معرفی نکردم: من یاسمن هستم البته برای راحتی میتونید یاسی هم صدام کنید
و تاريخ تولدم هم ۱۸/۳/۱۳۶۳ است
دانشجوی دانشگاه آزاد ـ تهران.
آرزوی بهترينها رو براتون دارم.
بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است.
سلام به همه دوستانی که به وبلاگ من اومدن من از امروز شروع کردم و می خوام با کمک شما آرشیوی از بهترین مطالب در این وبلاگ داشته باشم. پس ازتون می خوام که همراهم باشید و با نظراتتون منو یاری بدید.
راستی خودمو معرفی نکردم: من یاسمن هستم البته برای راحتی میتونید یاسی هم صدام کنید
و تاريخ تولدم هم ۱۸/۳/۱۳۶۳ است
دانشجوی دانشگاه آزاد ـ تهران.آرزوی بهترينها رو براتون دارم.
نویسنده : yasaman arghavan ; ساعت ٩:٥٥ ب.ظ روز پنجشنبه ۸ اردیبهشت ،۱۳۸٤
تگ ها :
وبلاگ ، پرشین بلاگ
نظرات ()
